آثار

محو آلات موسیقی یکی از اهداف رسالت

پنجشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۱ ق.ظ

با سند معتبر از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏ بَعَثَنِی‏ رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ‏ وَ لِأَمْحَقَ‏ الْمَعَازِفَ‏ وَ الْمَزَامِیرَ وَ أُمُورَ الْجَاهِلِیَّةِ وَ أَوْثَانَهَا وَ أَزْلَامَهَا وَ أَحْدَاثَهَا»

خداوند -تبارک و تعالی- مرا فرستاده است تا رحمتی برای جهانیان باشم و آلات موسیقی، نی ها [و هر نوع ساز]، امور جاهلی، بت ها، ازلام (تیرهای خاصّی برای نوعی قمار) و بدعت های جاهلی را نابود کنم.  (أمالی الصدوق ؛ مجلس65؛ حدیث 1- روضة الواعظین ؛ ج‏2 ؛ ص464)

همین روایت با قدری اختصار، به سند دیگری نیز نقل شده است. (الکافی ؛ ج‏6 ؛ ص396 ؛ دار الکتب الاسلامیة)

اهل سنّت متن این روایت را با اندکی تفاوت از چند تن از صحابه نقل کرده اند:

1. ابوامامة (مسند أحمد بن حنبل ؛ ج‏36 ؛ صص551 و 646 ؛ مؤسسة الرسالة – الدر المنثور ، ج‏2 ، ص 323 - الکشف و البیان ، ج‏7 ، ص310 - کشف الاسرار و عدة الابرار ، ج‏7  ، ص  487 - روض الجنان و روح الجنان ، ج‏15 ، ص281 -  ینابیع النصیحة ؛ ص588 ، عبقات الأنوار ؛ ج‏5 ؛ صص77 و 78 و ...)

2. انس بن مالک (الدر المنثور ، ج‏2 ، ص 323 -  الغدیر ؛ ج‏8 ؛ ص105)

3. ابوسعید الخدری (التفسیر الکبیر؛ ج‏1؛ صص115 و 116 ؛ دار احیاء التراث العربی)

با اسناد دیگری از امام صادق علیه السّلام نقل کرده اند که رسول خدا (ص) فرمود: «بعثت‏ بکسر المزامیر» = من برای شکستن نی ها مبعوث شده ام. (تلبیس ابلیس، ج1، ص 208 -الجامع لأحکام القرآن ، ج‏14 ، ص53)

به طریق دیگر از ابن عبّاس نقل کرده اند که پیامبر (ص) فرمود: «بُعِثْتُ [امرت] بِهَدْمِ الْمِزْمَارِ وَ الطَّبْلِ» =مبعوث شده ام [یا به من امر شده است] تا نی و طبل را نابود کنم. (تلبیس ابلیس، ج1، ص 208 - الجامع لأحکام القرآن، ج‏14 ، ص 53- فردوس الاخبار، ج1، ص 483، ح1612، دار الکتاب العربی-تشیید الاختیار لتحریم الطبل و المزمار، ج 1، ص 18 - کنز العمال، ج 15 ، ص 216 - کف الرعاع عن محرمات اللهو و السماع، ج1، ص19 و 117 - الجامع الکبیر، ج 1 ، ص 5723)

در نقل دیگری آمده است: «بعثت بکسر المعازف و المزامیر» = مبعوث شده ام تا آلات موسیقی و نی ها را بشکنم. (شمس العلوم ؛ ج‌7، ص 4512 - تفسیر الثمرات الیانعه ، ج‏5 ، ص 114)

همچنین از عائشه روایت کرده اند که رسول خدا (ص) فرمود: «أَمَرَنِی رَبِّی عَزَّ وَجَلَّ بِنَفْیِ الطُّنْبُورِ وَ الْمِزْمَارِ.» (الکامل فی ضعفاء الرجال، ج1، ص386- لسان المیزان، ج1، ص52- میزان الاعتدال، ج1، ص29)

و روایت شده رسول اکرم (ص) در روز فتح مکه فرمود: «إنّما بعثت بکسر الدفّ‏ و المزمار» = فرستاده شده ام تا دفّ و نی را بشکنم. صحابه تا این را شنیدند، رفتند و آلات موسیقی را از دست کودکان گرفتند و شکستند. (بهجة النفوس، ج2، ص74، مطبعة الصدق، چاپ اول، 1348  ه.ق. - الغدیر ؛ ج‏8 ؛ ص107 - الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج‏23 ، ص 168)

زیدیه نیز با سند متصل از امام صادق (ع) از رسول خدا نقل کرده اند که فرمود: بعثت بکسر المعزاف و المزمار. (تیسیر المطالب فی امالی ابی طالب، ص541)

از آن چه ذکر شد خصوصاً روایت کلینی ، صدوق و ابن جوزی از امام صادق علیه السلام، اطمینان حاصل می شود که رسول خدا (ص) آلات موسیقی (طنبور، دف، نی، طبل و ...) را در ردیف بت ها، صلیب، آلات قمار، مسکرات، بدعتها و امور جاهلی دانسته و یکی از اهداف بعثت خود را نابودکردن آن ها معرفی کرده است. روشن است که استفاده از این آلات و ساخت، نگهداری، خرید و فروش آنها با این هدف مخالف است. اگر امکان بهره گیری از آلات موسیقی در تبلیغات دینی یا امور حلال وجود داشت، رسول اکرم صلّی الله علیه و آله مأمور به نابودن کردن آن نمی شد؛ بلکه کاربرد آن را تغییر می داد؛ زیرا حکیمانه نیست ابزاری را که هم در راه صحیح و هم در راه باطل قابل استفاده است؛ از اصل نابود کنند؛ بلکه باید آن را در راه صحیح به کار گیرند؛ چنان که ایشان با اصل هنر شاعری –که غالباً در راه خشم و شهوت به کار می رفت- مخالفت نکرد؛ بلکه آن را در راه دین و ارزشهای متعالی به کار گرفت. همچنین هنر نقاشی و مجسمه سازی را از اساس ممنوع نکرد، بلکه نوع خاصی از آن را حرام اعلام کرد. از این جا معلوم است که اسلام با اصل موسیقی و آلات آن مخالف بوده و آن را ناسازگار با هدف آفرینش می داند.


نظرات  (۶)

  • عبدالخبیر
  • گرچه سخنان ضعیف در متن فوق کم نیست لکن یک موردش بسیار توی چشم میزند. قیاس شعر با موسیقی و اینکه پیامبر با اصل شاعری مخالفت نکرد اما با اصل موسیقی مخالفت کرد!!
    این سخن از دو جهت بی اساس است
    اول اینکه برخی از متون تخطئه شعر اطلاق دارد مثل (الشعر و ما ینبغی له) پس بگویید با اصلش هم مخالفت شده!
    دوم اینکه... بماند تا بررسی کیفیت مواجهه با همین مطلب اول
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ۱. این که برخی متون اطلاق داشته باشد مادامی که مقید و مخصصش در جای دیگر بیان شده باشد اشکالی ندارد و به معنای مخالفت مطلق نیست. در مورد شعر اگر ظاهر برخی نصوص مطلق باشد، در جای دیگر به تواتر مخصص و مقید برایش نقل شده است. بلکه در خود قرآن استثناء وارد شده. اما در مورد موسیقی چنین نیست که استثناء معتبری وارد شده باشد.

    ۲. اگر مقصودتان آیه و ما علمناه الشعر و ما ینبغی له است که اصلا اطلاق ندارد چون اولا مخصوص پیامبر (ص) است و ثانیا در جواب کفار است که قرآن را شعر و پیامبر (ص) را شاعر میخواندند. مثل این که کسی بگوید پیامبر نزد کسی درس نخوانده و شایسته او نیست که از دیگری درس آموخته باشد. خب طبعا این به معنای مخالفت با درس خواندن نیست بلکه امری است مختص پیامبر (ص) از جهت نبوتش. نتیجه آن که از این آیه حتی به راحتی مخالفت با شعر استفاده نمی شود چه برسد به عمومیتش نسبت به غیر پیامبر چه برسد به اطلاقش درباره هر شعری از هر کس!

    ۳. دقت کنید که سخن بر سر محو آلات موسیقی است. وقتی بنا باشد ابزار تولید موسیقی نابود شود یعنی هر نوع موسیقی نابود شود. یک وقت میگوییم ما با خونریزی مخالفیم این را میشود قید زد و گفت یعنی خونریزی به ناحق. یک وقت میگوییم ما میخواهیم اساسا آلات جنگ مثل شمشیر و نیزه و کمان و ... را نابود کنیم. این را چگونه می توان قید زد؟ آلات جنگ چه به حق باشد و چه ناحق که تفاوت ندارد! اگر گفتیم میخواهیم اساسا آلات قتل و جنگ را محو کنیم یعنی با اصل جنگ مخالفیم و به حق و ناحق تقسیم نمیکنیم.

    لطفا اشکالات دیگر را هم بفرمایید تا پاسخ داده شود.
  • عبدالخبیر
  • سلام علیکم
    سخن بر سر آلات موسیقی است؟!
    کسی میگوید پرتقال و لیمو و نارنگی. سخن بر سر میوه هاست اما در نظر دقیق بر سر میوه های زمستانی است و در نظر ادق بر سر مرکبات
    دایره های سه گانه متفاوت است. تا اینجایش روشن است؟
    پاسخ:
    و علیکم السلام بله
    ولی المعازف عام است در هر نوع آلت موسیقی و برخی تعابیر دیگر نیز عام است. 
    ضمن این که ممکن است از قرائن دریابیم که مراد از ذکر این سه میوه، همه میوه ها و یا همه مرکبات است. در سیاق سخن معلوم میشود.
  • عبدالخبیر
  • خیر. ظاهرا روشن نشد. در مثالی که عرض کردم مشکل در نخصص است نه تخصیص که شما بگویید عام بود و مخصص ندارد پس فلان و...
    دایره را باید از اول درست و دقیق باز کرد. به همان اندازه که هست. نه که از اول یک برداشت بیش از واقع انجام داد سپس دنبال مخصص گشت. تا اینجا روشن است؟
    پاسخ:
     بله این روشن است ولی تطبیقش بر محل بحث مبهم است.
  • عبدالخبیر
  • معازف یعنی چه؟ ترجمه بنمایید
    پاسخ:
    تاج العروس:
    المَعازِفُ : المَلاهِی‌ التی یُضْرَبُ بها،کالعُودِ وَ الطُّنْبُورِ و الدُّفِّ، و غَیْرِها.

  • عبدالخبیر
  • طیب الله
    آلات لهو که بر آن زده میشود. حال اگر شیئی در گذشته مختص مجلس لهو بود و اکنون مشترک است بین لهو و غیر آن چه نتیجه ای باید گرفت؟
    پاسخ:
    اولا کاربرد موسیقی تفاوتی نکرده است در گذشته انواع و اقسام موسیقی از غمگین و حماسی و مفرح و ... رایج بود و الان هم هست.
    ثانیا دلیلی نداریم که نوع خاصی از موسیقی مصداق لهو باشد بلکه همه انواعش را میتوان مصداق لهو دانست.
    ثالثا آن چه آوردیم تعریف یک لغوی از المعازف است و حاصلش این است که دف و تار و سایر آلات لهو همگی مصداق المعازف اند. این جا بحث حکمی که مطرح نیست. اگر در روایت گفته باشد المعازف باید نابود شود ما به تعریف المعازف رجوع میکنیم می بینیم شامل دف و تار و ... میشود. میگوییم پس همه باید نابود شود. اگر قیدی در حکم باشد می پذیریم که در این جا نیست. 
    مثلا اگر پادشاهی حکم کند شمشیرها باید شکسته شود ما رجوع میکنیم به لغت می بینیم نوشته شمشیر ابزار فلزی تیز و برنده و کشیده ای است شامل یک دسته که در جنگ برای کشتن افراد به کار میرود. 
    آیا میتوانیم بگوییم خب پادشاه گفته شمشیر نابود شود و در تعریف شمشیر گفته اند در جنگ به کار میرود در حالی که شمشیر را برای قصابی یا شکار یا مجازات مجرم یا تزیین یا ... نیز به کار میبرند و یا چون امروز در جنگ شمشیر به کار نمیرود پس آن چه امروز هست یا اساسا شمشیر نیست یا مصداق حکم پادشاه نمیشود؟!
  • عبدالخبیر
  • اگر جوابها کوتاه و فقط درباره خود سؤال باشد و سایر مطالب را بگذارید در وقت خود بیشتر محل استفاده خواهد بود
    سؤال اینجانب مشخص است:
    شما میگویید شرع گفته معازف را باید از بین برد. حالا ما فرض میکنیم گفته. بعد میپرسیم معازف چیست که از بینش ببریم. شما از قول لغوی نقل میکنید معازف ملاهی است. عرض میکنم خب اگر چیزی در گذشته از ملاهی بود و اکنون نبود چه؟
    با فرض تحفظ بر تعریف تان به این سؤال پاسخ دهید. و اگر میخواهید تعریف را تغییر دهید آن هم مشکلی ندارد و بحث میکنیم
    پاسخ:
    چنین فرضی وجود ندارد که چیزی از ملاهی باشد و سپس از این عنوان خارج شود.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی