آثار

فناء فی الله، میراث اعتقادی نصاری و مجوس

ابوقرّة محدّث که بنابر نقل الإحتجاج (ج‏2، ص 405) از اصحاب شبرمة بوده است؛ گفتگوی طولانی و جالبی با امام رضا علیه السّلام داشته که بخشی از آن را در ادامه خواهم آورد. در عیون اخبار الرضّا سخن از شخصی مسیحی به اسم یوحنّا و کنیه ابوقرّة است که او نیز مانند ابوقرّة محدّث به وساطت صفوان بن یحیی به دیدار امام رسیده است. (عیون أخبار الرضا علیه السلام ؛ ج‏2 ؛ ص230) اگر اشتباهی در نقل عیون اخبار الرضا علیه السلام رخ نداده باشد، باید به تعدّد آن دو قائل شد. امام رضا علیه السّلام در گفتگو با ابوقرّة محدّث تعدادی از احادیث رایج در بین اهل سنّت و صوفیه را به دلیل مخالفت با قرآن تکذیب کرده و به اجماع مسلمین نیز استناد نموده اند.

در این روایت پس از آن که حضرت ثابت می کنند کلام خداوند حادث و فانی است و جز خداوند، هیچ چیز قدیم و ازلی نیست؛ ابوقرّة می گوید: «إِنَّا رُوِّینَا أَنَّ الْکُتُبَ کُلَّهَا تَجِی‏ءُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ النَّاسُ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ صُفُوفٌ قِیَامٌ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ یَنْظُرُونَ حَتَّى تَرْجِعَ فِیهِ لِأَنَّهَا مِنْهُ وَ هِیَ جُزْءٌ مِنْهُ فَإِلَیْهِ تَصِیرُ»

[برای ما روایت شده است که همه کتابهای آسمانی در روز قیامت می آیند؛ در حالی که همه مردم در یک سطح، صف بسته و برای خدا ایستاده اند و نظاره می کنند؛ تا آن که کتابهای آسمانی در خدا بازمیگردند؛ زیرا از خدا و جزئی از او هستند؛ پس به سوی او باز می گردند.]

امام رضا علیه السّلام پاسخ می دهند: «فَهَکَذَا قَالَتِ النَّصَارَى فِی الْمَسِیحِ إِنَّهُ رُوحُهُ جُزْءٌ مِنْهُ وَ یَرْجِعُ فِیهِ وَ کَذَلِکَ قَالَتِ الْمَجُوسُ فِی النَّارِ وَ الشَّمْسِ إِنَّهُمَا جُزْءٌ مِنْهُ تَرْجِعُ فِیهِ تَعَالَى رَبُّنَا أَنْ یَکُونَ مُتَجَزِّیاً أَوْ مُخْتَلِفاً ...»

[مسیحیان نیز درباره عیسی همین را می گفتند. گفتند: او روح خدا و جزئی از او است و در او بازگشت می کند. مجوس نیز درباره آتش و خورشید همین را گفتند. گفتند: خورشید و آتش جزئی از خدا بوده و در آن باز می گردند. پروردگار ما برتر از آن است که دارای جزء یا اختلاف (و ترکیب و تعدّد و تغییر و کثرت) باشد ...] 

منبع: الإحتجاج على أهل اللجاج ، ج‏2، ص 405

اکنون کلام امام رضا علیه السّلام را مقایسه کنید با کلام اهل عرفان:

1. حسن حسن زاده آملی به تبع ابن عربی و قیصری می نویسد:

«... نفخت فیه من روحى دالّ است بر نسبت آدم به رب خود که بعینه‏ نسبت‏ جزء به کل و فرع به اصل است و هر کل به جزء خود میل مى ‏نماید و هر اصلى به فرع خود که ارتباط بین طرفین حاصل مى‏ گردد که هر یک از دو طرف از وجهى محب و از وجهى محبوب طرف دیگر است.» (ممد الهمم در شرح فصوص الحکم ؛ ص600)

2. آقای مرتضی مطهری می نویسد:

«مسئله دیگر بازگشت اشیاء به حق است. اشیاء از همان مبدأ که به وجود آمده ‏اند، از همان جا که آمده ‏اند به همان جا باز مى ‏گردند، معاد در تعبیر عرفانى. در این زمینه، مولوى شعر خیلى خوبى دارد، مى‏ گوید: جزءها را رویها سوى‏ کل‏ است‏/ بلبلان را عشق با روى گل است‏ / آنچه از دریا، به دریا مى ‏رود/ از همان جا کامد آنجا مى ‏رود» (مجموعه آثار شهید مطهرى ؛ جلد 23 ؛ عرفان حافظ؛ ص390)

درباره فناء فی الله و بازگشت اشیاء در ذات خداوند که از اصول عرفان می باشد؛ گفتگو بسیار است؛ البته بر کسی که با مبانی عقلی و کتاب و سنت آشنا باشد، بطلان آن بسیار واضح است. همه تقریرهایی که از این اصل عرفانی شده است، به تناقضات لاینحل می انجامد. مثلاً از عبارات حسن زاده و آقای مطهّری معلوم شد که این اصل عرفانی، مستلزم جزء داشتن خداوند است؛ هر چند عرفاء سعی می کنند با انواع عبارت پردازی و مغالطه، این لازمه را مخفی نگه دارند. در کلام امام رضا علیه السلام نیز دقیقاً همین مفسده مورد تأکید قرار گرفته است.

ردّ ادّعای مولوی و تکذیب روایت مشهور صوفیه درباره رؤیت خداوند

به سند صحیح نقل است که ابوقرّة محدّث به امام رضا علیه السلام عرض کرد: برای ما روایت شده است که خداوند رؤیت و کلام را بین دو نبیّ قسمت نموده است؛ کلام را سهم موسی قرار داده و رؤیت را سهم محمّد (ص). امام رضا علیه السلام فرمود: پس چه کسی از جانب خداوند به جن و انس این سخنان را رسانده است: «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ» و «لا یُحِیطُونَ‏ بِهِ عِلْماً» و «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ» ؟ مگر نه این که محمد (ص) خود این سخنان را ابلاغ کرده است؟ ابوقرة گفت: آری. امام فرمود: چگونه ممکن است کسی نزد  مردم آید و به آنان خبر دهد که از جانب خدا آمده و به امر خدا، آنان را به سوی خدا دعوت می کند و بگوید: «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ» و «لا یُحِیطُونَ‏ بِهِ عِلْماً» و «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ» ؛ سپس بگوید: من خدا را با چشمم دیدم و علمم بر او احاطه یافت در حالی که به صورت بشر بود؟! خجالت نمی کشید؟ زنادقه هم نمی توانستند این گونه پیامبر را متهم کنند که بگویند چیزی از جانب خدا آورده و سپس خلاف آن را هم به گونه ی دیگر آورده است! ... ابوقرّة گفت: آیا روایات را تکذیب می کنی؟ امام فرمود: هر گاه روایات مخالف قرآن باشد، آن را تکذیب می کنم و آن چه مسلمانان بر آن اجماع دارند آن است که دانش هیچ چیز بر خدا احاطه ندارد و چشم ها او را در نمی یابند و مانند او چیزی نیست.

منبع: الکافی ؛ دار الکتب الإسلامیة ؛ ج‏1 ؛ صص95 و 96 - التوحید للصدوق ؛ جامعه مدرسین ؛ ص110 – أمالی المرتضى ؛ ج‏1 ؛ ص149 - روضة الواعظین ؛ ج‏1 ؛ ص33 - الاحتجاج، ج2، ص405

جالب است بدانیم روایتی که امام رضا علیه السلام در حدیث فوق تکذیب فرمودند، به الفاظ و اسناد مختلف در بین اهل سنّت و صوفیه، رایج و مورد قبول است.

مثلاً مولوی صاحب مثنوی میگوید: «مقامِ گفت، آنِ موسى و مقامِ دیدار از آنِ محمّد صلّى اللّه علیه و سلّم.» (فیه ما فیه ؛ ص109 ؛ نشر نگاه ؛ چاپ دوم)

ابوطالب مکّی گوید: «عن ابن عباس و کعب أنّ اللَّه تعالى قسم کلامه و رؤیته بین موسى‏ و محمد فأعطى موسى الکلام و خصّ محمدا بالرؤیة.» (قوت القلوب فى معاملة المحبوب ؛ ج‏2 ؛ ص110)

همچنین رجوع کنید به: سنن النسائی ؛ ج‏6 ؛ ص472 - کتاب المعراج (منسوب به ابوالقاسم قشیری) ؛ ص181 ؛ دار المکتبة بیبلیون – شرح التعرف لمذهب التصوف ؛ ج‏1 ؛ ص402 - کشف الأسرار و عدة الابرار ؛ ج‏3 ؛ ص724 - الجامع لأحکام القرآن ؛ قرطبی ؛ ج‏7  ؛ ص 56 - تفسیر ابن کثیر ؛ ج‏2 ؛ صص 375 و 417 - البحر المحیط فى التفسیر ؛ ج‏10 ؛ ص 12 - تفسیر ابن حبّان ؛ ج‏4 ؛ ص 1075- تفسیر النسائى، ج‏2، ص 348 - الکشف و البیان ؛ ثعلبى ؛ ج‏9 ؛ ص 141 - الدر المنثور؛ ج‏1 ؛ ص 322 و ج2؛ ص230 - روح المعانی؛ آلوسی؛ ج‏5 ؛ ص 51 - تفسیر روح البیان ؛ بروسوی ؛ ج‏9 ؛ ص 222 – و ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی