آثار

علّامه حسن زاده آملی در کتاب «هزار و یک نکته» می نویسد:

«... این حدیث در قرب نوافل است، و در قرب فرائض نیز روایت شده است که: قال الله عز و جل ما یتقرب الى عبدى بشى‏ء أحب الى مما افترضته علیه، و ما زال یتقرب الى عبدى‏ بالفرائض‏ حتى اذا ما احبه و اذا أحببته کان سمعى الذى اسمع به، و بصرى الذى ابصر به، و یدى‏ التى ابطش بها. ...» (هزار و یک نکته، صص579 و 580، نکته 717، نشر رجاء، چاپ پنجم)

این حدیث را در کتابهای دیگر خود نیز روایت کرده است:

- خیر الاثر در رد جبر و قدر و دو رساله دیگر، ص99، دفتر تبلیغات، چاپ چهارم

- آغاز و انجام (خواجه نصیر) ، تعلیقات حسن زاده آملی، ص223، وزارت ارشاد، چاپ چهارم

- منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، ج‏19، ص322 ، المکتبة الاسلامیة، چاپ چهارم (اصل کتاب متعلّق به حبیب الله خوئی است که در آن شدیداً به تصوّف تاخته است؛ امّا حسن زاده آملی چند جلد و از جمله همین جلد نوزدهم را به آن افزوده و در آن به شدّت از تصوّف دفاع کرده است!!)

شاگرد نور چشم ایشان، داود صمدی آملی نیز، این حدیث را در باب «قرب نوافل و قرب فرائض» از کتاب «شرح دفتر دل» تکرار کرده است. 

بررسی:

مضمون حدیث ادّعا شده، در سخنان صوفیه، خصوصاً ابن عربی، بسیار رایج است. آنان معتقدند قرب فرائض از قرب نوافل بالاتر است. در قرب فرائض، انسان چشم و گوش خدا می شود؛ ولی در قرب نوافل، خدا چشم و گوش انسان می شود.

برای قرب نوافل احادیث مشهوری در کتب شیعه و سنّی وجود دارد؛ اما حسن زاده هیچ سندی برای حدیث قرب فرائض ذکر نکرده است! هر چه جستجو کردیم، چنین حدیثی را در منابع پیش از ایشان نیافتیم. 

چرا صوفیان و عارفان که بارها چنین دیدگاهی را مطرح کرده اند، این حدیث را به عنوان مستندِ خود روایت نکرده اند؟! اگر چنین حدیثی وجود داشت، انگیزه عارفان برای نقل آن بسیار زیاد بود؛ امّا نه تنها روایت نکرده اند، بلکه قطب آنان «ابن عربی» تصریح کرده است که روایتی در این باره وجود ندارد!!

ابن عربی می نویسد:

«و اعلم إنک إذا ثابرت على أداء الفرائض فإنک تقربت إلى اللَّه بأحب الأمور المقربة إلیه و إذا کنت صاحب هذه الصفة کنت سمع الحق و بصره فلا یسمع إلا بک و لا یبصر إلا بک فید الحق یدک‏ إِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ‏ و أیدیهم من حیث ما هی ید اللَّه هی فوق أیدیهم من حیث ما هی أیدیهم فإنها المبایعة اسم فاعل و الفاعل هو اللَّه فأیدیهم ید اللَّه فبأیدیهم بایع تعالى و هم المبایعون و الأسباب کلها ید الحق التی لها الاقتدار على إیجاد المسببات و هذه‏ هی‏ المحبة العظمى‏ التی ما ورد فیها نص جلی کما ورد فی النوافل فإن للمثابرة على النوافل حبا إلهیا منصوصا علیه یکون الحق سمع العبد و بصره کما کان الأمر بالعکس فی حب أداء الفرائض ففی الفرض عبودیة الاضطرار و هی الأصلیة و فی الفرع و هو النفل عبودیة الاختیار فالحق فیها سمعک و بصرک و یسمى نفلا لأنه زائد کما أنک بالأصالة زائد فی الوجود إذ کان اللَّه و لا أنت ثم کنت فزاد الوجود الحادث فأنت نفل فی وجود الحق فلا بد لک من عمل یسمى نفلا هو أصلک و لا بد من عمل یسمى فرضا و هو أصل الوجود و هو وجود الحق ففی أداء الفرض أنت له و فی النفل أنت لک و حبه إیاک من حیث ما أنت له أعظم و أشد من حبه إیاک من حیث ما أنت لک و قد ورد فی الخبر الصحیح عن اللَّه تعالى ما تقرب إلى عبد بشی‏ء أحب إلی مما افترضته علیه و ما یزال العبد یتقرب إلی بالنوافل حتى أحببته فکنت سمعه الذی به یسمع و بصره الذی به یبصر و یده التی یبطش و رجله التی بها یمشی ...» (الفتوحات المکیة؛ ج‏4 ؛ ص449 ؛ دار الصاد ؛ بیروت ؛ چاپ اوّل)

چنان که می بینیم مولی و شیخ و قطب و مرادِ حسن زاده، ابن عربی تصریح کرده است که نصّ روشنی درباره قرب فرائض و این که انسان در آن گوش و چشم خدا، می شود، وارد نشده است. با این حساب علّامه حسن زاده چگونه مدّعی وجود چنین روایتی شده است؟!! روایتی که تا کنون آن را جز در کتاب ایشان، نیافتیم؛ آن هم بدون این که حتّی نام منبع خود را ذکر کنند!

ضمناً گفتیم که صوفیه و عرفاء مدّعی اند قرب فرائض بالاتر از قرب نوافل است و در قرب فرائض انسان گوش و چشم خدا می شود؛ در حالی که در قرب نوافل، خدا گوش و چشم انسان می شود:

«... اشاره به قرب‏ فرایض‏ است که بنده سمع حق، بصر حق و ید حق مى‏شود. این مقام براى انسان کامل است، هنگام فناى ذاتش و بقایش به حق، و این مرتبه از قرب نوافل بالاتر است ...» (ممد الهمم در شرح فصوص الحکم ؛ ص18 ؛ حسن زاده آملی ؛ وزارت ارشاد ؛ چاپ اوّل)

این سخن بسیار نامعقول است؛ زیرا در «قرب نوافل»، فرض بر این است که انسان فرائض را انجام داده و سپس با اشتغال به نوافل به خداوند تقرّب می جوید؛ و گر نه اگر کسی فرائض را ضایع کند و به نوافل مشغول شود، چگونه ممکن است به مقامی که در حدیث قرب نوافل آمده، برسد؟!! از سیاق حدیث قرب نوافل نیز همین برمی آید:

«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى وَ أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ بَشِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَیَّ عَبْدٌ بِشَیْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَیَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَیْهِ وَ إِنَّهُ لَیَتَقَرَّبُ إِلَیَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ کُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِی یَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِی یُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِی یَنْطِقُ بِهِ وَ یَدَهُ الَّتِی یَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِی أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَیْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ کَتَرَدُّدِی عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ یَکْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَکْرَهُ مَسَاءَتَهُ‏.» (الکافی ؛ ج‏2 ؛ ص352 ؛ دار الکتب الاسلامیة)

بنابراین مقام قرب نوافل، جامعِ قرب فرائض و از آن بالاتر است. 

گذشته از این معنایی که اینان از گوش و چشمِ خدا شدن، اراده می کنند، نسبتی با «توحید» و مذهب مقدّس شیعه ندارد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی