آثار

به روایت زیر از عیون المعجزات توجّه کنید:

«حدثنی الشیخ ابو محمد الحسن بن محمد بن محمد بن نصر یرفعه الى محمد بن ابان بن لاحق النخعی: انه سمع مولانا الحسن الزکی الاخیر یقول الزکی: سمعت ابی یحدث عن جده علی بن موسى (ع) انه قال: اعتل صعصعة بن صوحان العبدی، فعاده مولانا امیر المؤمنین (ع) فی جماعة من اصحابه، فلما استقر بهم المجلس فرح صعصعة فقال امیر المؤمنین (ع) لا تفتخرن على اخوانک بعیادتی ایاک، ثم نظر الى فهر فی وسط داره، فقال لاحد اصحابه: ناولنیه فاخذه منه و اداره فی کفه و اذا به سفرجلة رطبة، فدفعها الى احد اصحابه، و قال: قطعها قطعا و ادفع الى کل واحد منا قطعة و الى صعصعة قطعة والی قطعة، ففعل ذلک فادار مولانا القطعة من السفرجلة فی کفه فاذا بها تفاحة، فدفعها الى ذلک الرجل و قال له: قطعها و ادفع الى کل واحد قطعة و الى صعصعة قطعة و الی قطعة، ففعل الرجل فاداره مولانا القطعة من التفاحة فی کفه فاذا هی حجر فهر، فرمى به الى صحن الدار، فأکل صعصعة القطعتین و استوى جالسا و قال: شفیتنی و ازددت فی ایمانی و ایمان اصحابک صلوات اللّه علیک.» (عیون المعجزات ؛ ص47 ؛ مکتبة الداوری)

سید هاشم بحرانی در مدینة المعاجز روایت را به همین نحو از عیون المعجزات نقل کرده، جز این که بعد از ذکر نام «محمّد بن ابان بن لاحق النخعی» تعبیر «رفع الله درجته» آورده است. (مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر ؛ ج‏1 ؛ ص432)

در نسخه دیگری از عیون المعجزات، سند روایت چنین ضبط شده است:

«روی الشیخ ابو محمّد بن الحسن بن محمّد بن نصر رضی الله عنه قال: حدّثنی الاستاد أبو القاسم الحسین بن الحسن ولی نعمتی رضی الله عنه، قال: حدّثنی الطیب القواصری نضر الله وجهه الملیح، قال: حدّثنی سیدی أبو القاسم الحسین ابن مأمون الحدیثی القرشی، قال: حدّثنی سیدی و صاحب نعمتی أبو نصر محمد ابن محمد، أنه سمع مولانا الحسن [الزکی] الأخیر صلوات الله علیه وسلامه یقول: سمعت أبی یحدّث، عن جدّه علی بن موسى علیه، أنه قال: ...» (عیون المعجزات، ص110، مؤسسة بنت الرّسول)

در این نسخه پس از نقل روایت آمده است: «ثمّ حدثنی الاسعد ابونصر رضی الله عنه بهذا الحدیث علی هذا الاسناد و اجاز لی روایته عنه باسناده المذکور.» (همان، ص111)

عین همین روایت در نوادر المعجزات با سند زیر نقل شده است:

«حدّثنی الشیخ أبو محمّد الحسن بن محمّد بن نصر، قال: الأسعد منصور بن الحسن بن علیّ بن المرزبان [الریان]، قال: الأستاذ أبو القاسم الحسن بن الحسن الأبنورانی [الأبنواری]، قال: علیّ بن موسى الصائغ، قال: الطیّب القواصریّ، عن سعد بن أبی القاسم الحسین بن مأمون، قال: أبو نصر[بصیر] محمّد بن محمّد القاسانیّ‏، قال: أبو یعقوب بن إسحاق بن محمّد بن‏ أبان‏ بن لاحق النخعیّ أنّه سمع مولانا الحسن الأخیر علیه السّلام یقول: سمعت أبی یحدّث عن جدّه علیّ بن موسى علیه السّلام ...» (نوادر المعجزات ؛ ص150؛ دلیل ما؛ چاپ اوّل)

ظاهراً راوی اوّل همان «ابو یعقوب اسحاق بن محمّد بن ابان النخعی البصری» غالی مشهور و مؤسس فرقه اسحاقیه است که نامش تصحیف شده است. البته ابن غضائری و نجّاشی نسب او را چنین ثبت کرده اند: «اسحاق‏ بن‏ محمّد بن‏ أحمد بن أبان بن مرّار بن عبدالله بن الحارث النخعی» (رجال النجاشی ؛ ص73- رجال ابن الغضائری ؛ ص41) با این حساب تعبیر «رفع الله درجته» پس از نام او در برخی نسخ عیون المعجزات، قابل تأمل است.

سایر رجال سند مجهول اند. از این میان ابومحمّد الحسن بن محمّد بن نصر همان کسی است که حدیث غالیانه «الخیط» در عیون المعجزات و نوادر المعجزات از او نقل شده است. (عیون المعجزات ؛ ص78 ؛ مکتبة الداوری- نوادر المعجزات ؛ ص262 ؛ دلیل ما)

گفتنی است افراد زیادی داستان عیادت امیرالمؤمنین علیه السّلام از صعصعة را روایت کرده اند؛ امّا هیچ یک به ماجرای تبدیل سنگ به سیب و بِه و شفا یافتن صعصعة اشاره نکرده اند؛ در حالی که این تتمّه از اصل عیادت جالب توجّه تر و انگیزه ی نقل آن بیشتر بوده است و عادةً نمی شود چنین ماجرای عجیبی رخ دهد و راویان آن را رها کرده و فقط قسمت اوّلش را نقل کنند. ضمن این که ظاهر نقل های دیگر با شفایافتن صعصعة سازگار نیست.

شرح ماجرا به روایت یعقوبی چنین است:

«و کتب إلى المنذر بن الجارود، و هو على إصطخر: أما بعد، فإن صلاح أبیک غرنی منک، فإذا أنت لا تدع انقیادا لهواک أزرى ذلک بک. بلغنی أنک‏ تدع عملک کثیرا، و تخرج لاهیا بمنبرها، تطلب الصید و تلعب بالکلاب، و أقسم لئن کان حقا لنثیبنک فعلک، و جاهل أهلک خیر منک، فأقبل إلی حین تنظر فی کتابی و السلام. فأقبل فعزله و أغرمه ثلاثین ألفا، ثم ترکها لصعصعة بن صوحان بعد أن أحلفه علیها، فحلف، و ذلک أن علیا دخل على صعصعة یعوده، فلما رآه علی قال: إنک ما علمت حسن المعونة خفیف المئونة. فقال صعصعة: و أنت و الله، یا أمیر المؤمنین، علیم و أبة [انّ الله] فی صدرک عظیم. فقال له علی: لا تجعلها أبهة على قومک إن عادک أمامک. قال: لا، یا أمیر المؤمنین، و لکنه من من الله على أن عادنی أهل البیت و ابن عم رسول رب العالمین. قال غیاث فقال له صعصعة: یا أمیر المؤمنین! هذه ابنة الجارود تعصر عینیها کل یوم لحبسک أخاها المنذر، فأخرجه، و أنا أضمن ما علیه فی أعطیات ربیعة. فقال له علی: و لم تضمنها، و زعم لنا أنه لم یأخذها، فلیحلف و نخرجه. فقال له صعصعة: أراه و الله سیحلف. قال: و أنا و الله أظن ذلک. و قال علی: أما إنه نظار فی عطفیه، مختال فی بردیه، نقال فی شراکیه، فلیحلف بعد، أو لیدع فحلف فخلى سبیله.» (تاریخ‏ الیعقوبى، ج‏2، صص203 و 204، دار صادر، بیروت)

بلاذری نیز آن را با جزئیّات دیگری روایت کرده است. (أنساب ‏الأشراف،ج‏2، ص163- چاپ ‏زکار، ج‏2، ص391)

شیخ طوسی (ره) ماجرا را از زبان خود صعصعة (الأمالی للطوسی ؛ ص347) و محمّد بن عبّاس ماهیار آن را از زبان اصبغ بن نباتة (تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص 538) روایت کرده اند.

بنابر نقل جمعی از محدّثان، امام رضا علیه السّلام نیز با استناد به همین ماجرا، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی را موعظه فرمودند. (رجال الکشی؛ صص67 و 577 و 588- عیون أخبار الرضا علیه السلام ؛ ج‏2 ؛ ص212 - قرب الإسناد؛ صص377 و 381 - مکارم الأخلاق ؛ ص360- مناقب آل أبی طالب علیهم السلام ؛ ج‏4 ؛ ص335)

سیاق بعضی از این نقل ها با گزارش عیون المعجزات سازگار نیست؛ مثلاً قطب الدین راوندی از بزنطی از امام رضا علیه السّلام روایت کرده است:

«... یَا أَحْمَدُ لَا تَفْخَرْ عَلَى أَصْحَابِکَ بِذَلِکَ فَإِنَّ صَعْصَعَةَ بْنَ‏ صُوحَانَ‏ مَرِضَ فَعَادَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ أَکْرَمَهُ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى جَبْهَتِهِ وَ جَعَلَ یُلَاطِفُهُ فَلَمَّا أَرَادَ النُّهُوضَ قَالَ یَا صَعْصَعَةُ لَا تَفْخَرْ عَلَى إِخْوَانِکَ بِمَا فَعَلْتُ فَإِنِّی إِنَّمَا فَعَلْتُ جَمِیعَ ذَلِکَ لِأَنَّهُ کَانَ تَکْلِیفاً لِی‏.» (الخرائج و الجرائح ؛ ج‏2 ؛ ص662)

ظاهر تعابیر نشان می دهد امام در حالی صعصعة را وداع گفتند که همچنان بیمار بود؛ بر خلاف روایت عیون المعجزات که مدّعی شفا یافتن او است.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی