آثار

وطن و ملّیّت

جمعه, ۲۹ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۳۲ ق.ظ

در قطار با کسی همسفر شدم که چشم بادامی، رنگ زرد، صورت کوسه، قد کوتاه و تمام عناصر چهره اش داد می زد از نژاد ترکی-مغولی است و در عین حال مدام از ایران باستان و نژاد ایرانی و بیگانه بودن عرب و ... دم می زد!!!

«ملّیّت» و «وطن» در معنای امروزی آن صرفاً دو مفهوم اعتباری و قراردادی است که سیاستمداران آن را برای تحمیق مردم به کار می برند. این دو بر اساس دایره قدرت و قلمرو نفوذ هر حکومت تعیین می شوند. مثلاً کسی که تحت استیلای حکومت فعلی عراق قرار دارد، تا جایی که قلمرو آن حکومت ادامه دارد، (یعنی مرزهای ایران، سوریه و ...) وطن او و مردم ساکن در آن قلمرو، هموطنان او به شمار می روند. بنابراین وطن و ملّیّت، مفاهیمی قراردادی و وابسته به حکومت است؛ نه حقایقی ذاتی و اصیل که ارزش دفاع، تعصّب، تفاخر و جان فشانی داشته باشد! باید توجّه داشت که:

1. وطن-به معنای امروزی آن- تغییرپذیر است. یعنی بر اساس این که قلمرو حکومتها در اثر جنگها، انقلابها و ... افزوده یا کاسته شود، دایره وطن و ملّیّت نیز تغییر می کند. مثلاً مردم قفقاز ممکن است زمانی هموطن ایرانیان شناخته شوند، زمانی هم وطن روسها و زمانی یک ملّت مستقلّ.

2. وطن از نظر نژاد، زبان، دین، فرهنگ، قرابت تاریخی-جغرافیایی و ... نه جامع است و نه مانع. مثلاً در ایران، اقوام کرد و ترکمن با وجود اختلاف نژاد هم وطن شمرده می شوند؛ در حالی که هم نژادانشان در آن سوی مرزها غیرایرانی به شمار می روند. با این که زبان ترک و فارس متفاوت است، هر دو ایرانی به شمار می روند؛ در حالی که تاجیکِ فارسی زبان و قفقازی ترک زبان غیر ایرانی به شمار می روند. شیعیان قم و سنّیان زاهدان هر دو ایرانی اند؛ امّا هم کیشان آنان از عراقی و پاکستانی و ... غیر ایرانی به شمار می روند. همچنین ممکن است دو شهر که از نظر جغرافیا و تاریخ به هم بسیار نزدیک اند، امروزه در دو قلمرو مختلف قرار گرفته و در نتیجه مردم آن ملّیّت مختلف داشته باشند؛ در حالی که دو شهر کاملاً دور از نظر جغرافیا و سابقه تاریخی، داخل در یک سرزمین به شمار روند. البتّه در این شکّی نیست که نژاد، زبان، دین، فرهنگ، تاریخ، جغرافیا و ... در تعیین قلمرو حکومتها مؤثر است و به صورت غیر مستقیم در تعیین ملّیّت و وطن نقش دارد؛ امّا این تأثیر کلّی، ذاتی، اصلی و منحصر به فرد نیست.

3. نژاد خالصی وجود ندارد و در طون قرنها همه نژادها اختلاط یافته است. یعنی نمی توانیم کسی را نشان دهیم که از نژاد خالص پارسی یا عرب یا ترک باشد؛ بلکه در طول قرنها این نژادها با هم مخلوط شده اند.

مرتضی مطهّری در این باره می نویسد:

«امروز در جهان، ملل گوناگونى وجود دارد. آن چه آنها را به صورت ملت واحد درآورده است زندگى مشترک و قانون و حکومت مشترک است نه چیز دیگر از قبیل نژاد و خون و غیره. وجه مشترک این واحدها این است که حکومت واحدى آنها را اداره مى‏ کند. بعضى از این ملتها سابقه تاریخى زیادى ندارند، مولود یک حادثه اجتماعى‏ اند مثل بسیارى از ملل خاورمیانه که مولود جنگ بین الملل اول و شکست عثمانی هایند.

فعلًا در دنیا ملتى وجود ندارد که از نظر خون و نژاد از سایر ملل جدا باشد. مثلًا ما ایرانیها که سابقه تاریخى نیز داریم و از لحاظ حکومت و قوانین داراى وضع خاصى هستیم، آیا از لحاظ خون و نژاد از سایر ملل مجاور جدا هستیم؟ مثلًا ما که خود را از نژاد آریا و اعراب را از نژاد سامى مى ‏دانیم، آیا واقعاً همین ‏طور است یا دیگر پس از این همه اختلاطها و امتزاجها، از نژادها اثرى باقى نمانده است؟ حقیقت این است که ادعاى جدا بودن خونها و نژادها خرافه ‏اى بیش نیست. نژاد سامى و آریایى و غیره به صورت جدا و مستقل از یکدیگر فقط در گذشته بوده است، اما حالا آن قدر اختلاط و امتزاج و نقل و انتقال صورت گرفته است که اثرى از نژادهاى مستقل باقى نمانده است. بسیارى از مردم امروز ایران که ایرانى و فارسى زبان ‏اند و داعیه ایرانى ‏گرى دارند، یا عرب‏ اند یا ترک یا مغول، همچنان که بسیارى از اعراب که با حماسه زیادى دم از عربیت مى ‏زنند از نژاد ایرانى یا ترک یا مغول مى ‏باشند. شما اگر همین حالا سفرى به مکه و مدینه بروید، اکثر مردم ساکن آن جا را مى ‏بینید که در اصل اهل هند یا ایران یا بلخ یا بخارا یا جاى دیگرى هستند. شاید بسیارى از کسانى که نژادشان از کوروش و داریوش است، الآن در کشورهاى عربى تعصب شدید عربیت دارند و بالعکس شاید بسیارى از اولاد ابوسفیان‏ ها امروز سنگ تعصب ایرانیت به سینه مى ‏زنند. ... پس آن چه به نام ملت فعلًا وجود دارد این است که ما فعلًا مردمى هستیم که در یک سرزمین و در زیر یک پرچم و با یک رژیم حکومتى و با قوانین خاصى زندگى مى‏کنیم، اما اینکه نیاکان و اجداد ما هم حتماً ایرانى بوده ‏اند یا یونانى یا عرب یا مغول یا چیز دیگر، نمى‏ دانیم. اگر ما ایرانیان بخواهیم بر اساس نژاد قضاوت کنیم و کسانى را ایرانى بدانیم که نژاد آریا داشته باشند، بیشتر ملت ایران را باید غیرایرانى بدانیم و بسیارى از مفاخر خود را از دست بدهیم؛ یعنى از این راه بزرگترین ضربت را بر ملیت ایرانى زده ‏ایم. الآن در ایران قومها و قبایلى زندگى مى ‏کنند که نه زبانشان فارسى است و نه خود را از نژاد آریا مى ‏دانند. به هر حال در عصر حاضر دم زدن از استقلال خونى و نژادى خرافه‏ اى بیش نیست.» (مجموعه ‏آثار ، ج‏14، صص62 و 63)

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی