آثار

تصاویر بالا مربوط به کتاب مفید و جدید برادر بزرگوار علیرضا دوستی با نام "کشف الحقیقه فی اعتبار الحدیقه" است که در این بخش به بررسی تاریخ مرگ میرزا مخدوم شریفی می پردازد. قبلاََ جواب دلیل اصلی ایشان گذشت:

http://alasar.blog.ir/1396/12/23/Hadiqah-makhdum

امّا لازم است نکاتی را بیفزاییم:

۱. عمر رضا کحاله به تصریح خودش، تاریخ وفات را از کشف الظنون گرفته است، لذا سند مستقلی محسوب نمی شود.

۲. علامه امینی هر دو تاریخ را ذکر کرده است:

"میرزا مخدوم بن عبد الباقی: المتوفّى حدود (۹۹۵). ذکر تواتر حدیث الغدیر، و نفى الجزم بدلالته على إمامة أمیر المؤمنین علیه السلام فی تألیفه نواقض الروافض." (الغدیر، ج۱، ص۲۶۷)

اما آقای دوستی تنها تاریخ موافق خود را آورده است: 

"میرزا مخدوم عباس بن معین الدین الجرجانی ثم الشیرازی: المتوفّى (۹۸۸)، ذکره فی الفصل الثانی من نواقض الروافض ..."

در این نقل حتی نام میرزا مخدوم هم درست ضبط نشده است. به هر حال گفته متناقض نویسنده معاصر، علامه امینی سند مستقلّ و جدیدی نیست.

۳. چرا ذکر کلمه "حدود" که دلالت بر تقریب دارد، موجب رجحان قول مخالف می شود؟! مثلاََ اگر کسی بگوید امیرالمومنین در حدود بیستم ماه رمضان از دنیا رفت و دیگری بگوید ایشان در بیستم شعبان شهید شد، آیا آن تقریب و این تعیین به معنای دقیق تر بودن قول دوم است؟!

۴. مدح پریخان خانم شاهزاده صفوی امری عادی است؛ اما این که محتشم کاشانی بعد از مرگ میرزا مخدوم شریفی ناصب، مدح او را بگوید، بسیار عجیب و نامعقول است؛ آن هم بعد از این که ورق نیکبختیش در ایران برگشته؛ از زندان گریخته و به خاک دشمن پناه برده؛ نزد سلطان عثمانی حشمت و جاه یافته؛ به دشمنی با دولت صفوی مشغول شده؛ و چند کتاب پر از ناسزا بر ضد شیعه نوشته؛ و به کلّ دست و پایش از ایران قطع شده و چند سال بعد در مکه به دار مکافات شتافته است! چه انگیزه ای برای مدح و سرودن ماده تاریخ مرگش متصوّر است، با این که چوب سلطان و نیش اقران و عذاب نیران در پی دارد؟!

متن شعر منسوب به محتشم: 

"جنت که به صدهزار زیبش پیراست خلاق ودود

بازش چو به میرزای مخدوم آراست وان زیب فزود

مخدوم و مطاع اهل عالم گفتم تاریخ شود

مخدوم و مطاع اهل عالم آمد راست واین انسب بود."

۵. در ادامه آقای دوستی پس از نقل داستان فرار میرزا مخدوم، می نویسد: "با توجه به آن چه گذشت به این نتیجه می رسیم ... و قبل از سال ۹۹۵ (در سال ۹۸۸  یا ۹۹۲) از دنیا می رود."

در حالی که در آن چه گذشت هیچ دلیلی برای این که میرزا مخدوم قبل از ۹۵۵ مرده، نیاورده اند!!! داستان فرار را هم نمی دانم برای چه آورده اند، چون کفّه دیدگاه ایشان را سنگین نمی کند بلکه با توجه به توضیحات پیوند بالا، نظر ایشان را تضعیف می کند.

۶. گفته اند از عبارات مصائب النواصب استفاده می شود در زمان تالیف آن، میرزا مخدوم مرده بوده و ارجاع داده اند به ج۱، صص۶۱ و ۷۱.

این هم عجیب است؛ زیرا اولا چنان که گفتیم عبارات متعدد مصائب النواصب نشان می دهد نویسنده، میرزا مخدوم را زنده فرض کرده است و از جمله این عبارات در همان ص۶۱ است که آقای دوستی به آن استشهاد کرده است!! (به پیوند بالا رجوع کنید)

شاهد دوم ایشان ص۷۱ است که هیچ قرینه ای بر مرگ‌ میرزا مخدوم در آن دیده نمیشود. شاید ایشان سیاق ماضی متن را، قرینه مرگ‌ او پنداشته اند؛ حال آن که سرگذشت ناپایدار میرزا مخدوم را برای خواننده بازگو می کند و ابداََ دلالتی بر پایان یافتن دفتر زندگانیش ندارد.

۷. فرضاََ برداشت ایشان درست بود، آغاز و پایان تالیف مصائب النواصب در رجب ۹۹۵ صورت گرفته و رجب ماه هفتم سال است؛ پس اشکالی ندارد مرگ میرزا مخدوم در یکی از شش ماه اول سال رخ داده باشد و این هم هیچ منافاتی با تاریخ مشهور ندارد.

(شواهد زنده بودن میرزا مخدوم تا سال ۹۹۵ را در پیوند بالا ببینید.)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی