آثار

درباره کتاب مناقب العترة منسوب به ابن فهد حلّی

پنجشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۳۸ ب.ظ

در برخی از آثار معاصر کتاب «مناقب العتره» به ابن‌فهد حلّی نسبت داده شده است؛ اما در مصادر متقدّم اثری از آن دیده نمی‌شود.

آقابزرگ دراین‌باره می‌نویسد: «و قد نقل الملا ابوالحسن المرندی تلمیذ الفاضل الشرابیانی فی کتابه دلائل براهین الفرقان عن کتاب مناقب العترة و نسب تالیفها الی احمد بن فهد لکنی لم اطلع علی مصدر آخر له.» (طبقات اعلام الشیعه، ج۴، ص۱۰ _بخش الضیاء اللامع)

و نیز می‌نویسد: «مناقب العترة للشیخ أحمد بن فهد الحلی، ینقل عنه المولى أبو الحسن المرندی المعاصر فی دلائل براهین الفرقان.» (الذّریعة، ج۲۲، ص۳۳۰) 

علاوه بر «دلائل براهین الفرقان» در کتاب «نورالآفاق» و «تفسیر اثناعشری» نیز مطالبی به کتاب مناقب العترة نسبت داده شده است که در ادامه می‌آوریم.

۱. دلائل براهین الفرقان

این کتاب را ابوالحسن بن محمد النجفی المرندی در سال۱۳۴۱ ه.ق در ردّ مشروطه نوشته است و در آن به مجلس شورای ملّی تاخته و آن را با دارالندوة، سقیفه بنی‌ساعده، شورای شش‌نفره عمر بن خطّاب و ... مقایسه کرده و به دفاع نسبی از سلطنت، مخالفت با غرب‌زدگی و مظاهر آن مانند روزنامه‌ها و موضوعات مرتبط دیگر پرداخته است. تصویر نسخه چاپ سنگی این کتاب در سایت کتابخانه آستان قدس رضوی موجود و قابل مطالعه است.

درباره آثار ابوالحسن مرندی در آینده توضیحات مفصّلی ارائه خواهد شد؛ امّا اجمالاً باید گفت کتاب‌های او معدن جعل، تخلیط و تطبیق در جهت مبارزه با مشروطه و دفاع از خطّ‌مشی شیخ فضل الله نوری است؛ تا آن جا که چند روایت جعلی صریح درباره شیخ فضل‌الله و به دارآویختن او آورده است که در آینده بررسی خواهد شد؛ ان‌شاءالله.

او در کتاب «دلائل براهین الفرقان» می‌نویسد:

«... چنان که عده‌ای از مؤلفین معاصرین به این حقیر نقل فرمودند که در کتاب مناقب العترة ابن ‌فهد‌ حلّی‌علیه‌الرحمه از حذیفه یمانی که از اصحاب خاص حضرت رسالت بود روایت می کند از حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و آله _مصنف این وجیزه گوید عین این خبر مناقب‌العترة را دیده‌اند و نظر به فرمایش مجلسی لا نحکم ببطلانه و ذلک شأن المحدث و بنا به روایت جابر بن عبدالله انصاری که سمعت علی بن الحسین انه قال: فمن انکر شیئاً من امورنا و رده فقد رد علی الله جل اسمه و کفر بآیاته و انبیائه یا جابر من عرف الله تعالی بهذه الصفة فقد اثبت التوحید لأن هذه الصفة موافقة لما فی الکتاب المنزل و مؤید این خبر است خبر منتخب البصائر و فصل الخطاب از حضرت صادق آل محمد علیه السلام که قریباً در ذیل مذکور خواهد شد؛ لهذا عین خبر مناقب العترة را که مصداقش اظهر من الشمس و ابین من الامس است و انکارش جرأة علی الله و عداوت بر محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله است نقل می نماید_ حذیفه یمانی از حضرت رسالت پناه ص روایت می‌کند که فرمود: الویل الویل لأمّتی من الشوری الکبری و الشوری الصغری. سئل ص فی تعیینهما؛ قال صلی الله علیه و آله: الشوری الکبری تنعقد فی فی بلدی بعد وفاتی لغصب خلافة اخی و حق بنتی و الصغری تنعقد فی الغیبة الکبری فی الزوراء لتغییر سنتی و تبدیل احکامی ...»  (دلائل براهین الفرقان، صص۸۸ و ۸۹، چاپ سنگی، موجود در کتابخانه آستان قدس)

مرندی، سپس الزوراء را بر شهرری و تهران تطبیق کرده و بدین منظور از روایت جعلی دیگری نیز مدد می‌جوید که ان‌شاءالله در جای خود بررسی خواهد شد.

این که در میانه دعواهای دامنه‌دار مشروطه، روایتی با این لفظ سست و محتوای نه‌چندان‌درست پیدا شود و به کتابی نادیده و ناشنیده نسبت داده شود؛ محملی ندارد مگر جعل و دروغ.

مرندی در فجائع الدهور نیز همین روایت را بدون ذکر منبع آورده است:

"و دیگر مجلس شورای ملی که در دارالخلافه طهران منعقد شده چنان‌چه خاتم پیغمبران صلی الله علیه و آله فرموده: الویل الویل لامتی..." (جلد دوم دلائل براهین الفرقان در بطلان نواسخ القرآن مسمّی به فجائع الدهور فی انهدام القبور در علائم الظهور، ص۵۷، نسخه چاپ سنگی آستان قدس رضوی)

گفتنی است ابوالحسن مرندی در شهرری می‌زیست و در همان جا از دنیا رفت و در چندقدمی ضریح حضرت عبدالعظیم (ع) دفن شد. هم‌اکنون سنگ قبر او با این عبارات نمایان است: «حجة الاسلام جامع المعقول و المنقول الحاج شیخ ابوالحسن مجتهد مرندی، سوم محرم الحرام ۱۳۴۹»

در آغاز کتاب لوامع الانوار آمده است: "هذا کتاب مستطاب لوامع الانوار فی مصائب و نوائب سبط رسول الله المختار ... از تالیفات مفتاح فلاح المفلحین ... حاجی شیخ ابوالحسن مجتهد مرندی مدظله العالی است هنگامی که در سنه ۱۳۳۰ هجری در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام شرف اقامت و در خانه عالیجناب ... حاجی اسدالله ولد مرحوم غلامرضا منزل داشتند اتمام و اختام پذیرفت. حرّره الحقیر الجانی محمدابراهیم الملقب بافتخارالممالک ابن مرحوم باباخان ‌..." (آغاز جلد چهارم کتاب نورالانوار المسمی بلوامع الانوار فی بیان مصائب سبط محمد المختار، نسخه سنگی کتابخانه آستان قدس رضوی)

در متن کتاب دلائل براهین الفرقان نیز به سکونت او در شهرری اشاره شده است؛ آن جا که مقاله‌ی شیخ عبدالرحیم پسر حجة الاسلام صاحب الفصول را آورده است. در این متن که به درخواست مرندی، در ماه شوّال ۱۳۴۱ه.ق. نوشته شده است، آمده: «... الحاج شیخ ابوالحسن المرندی ... از زاویه مقدسه امامزاده واجب التعظیم حضرت عبدالعظیم علیه السلام به شهر طهران آمده و به منزل این احقر تشریف آوردند ...» (دلائل براهین الفرقان، برهان هشتم، صص۴۶ و ۴۷)

مرندی در همین کتاب از وضع بازار شهرری گلایه کرده است: «... شرابفروشی سرایت به بازار بلده عبدالعظیم ع [کرده] که به فرمایش صادق آل محمد ص و ثامن ائمة ع عبدالعظیم أمان لأهل الری کما أن موسی بن جعفر أمان لأهل بغداد...» (دلائل براهین الفرقان، ص۴۴)

این روایت عمداً جعل نشده باشد، حاصل خلط و اشتباه بوده و اصل آن حدیثی است که ابوعمرو کشّی درباره زکریا بن آدم نقل کرده است: «حدثنی محمد بن قولویه، قال: حدثنا سعد بن عبد الله بن أبی خلف، عن محمد بن حمزة، عن زکریا بن آدم، قال، قلت للرضا علیه السلام: انی أرید الخروج عن أهل بیتی فقد کثر السفهاء فیهم، فقال: لا تفعل فان أهل بیتک یدفع عنهم بک، کما یدفع عن أهل بغداد بابی الحسن الکاظم علیه السلام.»

نمونه دیگر از تحریف عمدی، یا اشتباه جاهلانه، روایتی است که در مذمت مشروطه‌خواهان شهرری آورده است: «إِنَّ أَهْلَ الرّیِّ یَمُوتُونَ عطشانا و یَدْخُلُونَ فی القبر عطشانا و یحشرون من القبر عطشانا!!» (دلائل براهین الفرقان، ص۱۱۶)

اصل این روایت در عقاب الاعمال صدوق و درباره مشروب‌خواری است: «أَبِی ره عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مَرْوَکِ بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ الله (ع) أَنَّهُ قَالَ مَنِ اکْتَحَلَ بِمِیلٍ مِنْ مُسْکِرٍ کَحَلَهُ الله عَزَّ وَ جَلَّ بِمِیلٍ مِنْ نَارٍ قَالَ إِنَّ أَهْلَ الرِّیِّ فِی الدُّنْیَا مِنَ الْمُسْکِرِ یَمُوتُونَ عِطَاشاً وَ یُحْشَرُونَ عِطَاشاً وَ یَدْخُلُونَ النَّارَ عِطَاشاً.» (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۲۴۳)

مرندی عباراتی از حدیث را انداخته و «الری» را به معنای «شهرری» گرفته، در حالی که در این جا به معنای «سیراب شدن» است!!

از این دست تحریفات در آثار مرندی بسیار است که در فرصت مناسب به آن خواهیم‌ پرداخت. به هر حال با توجّه به فضای سیاسی شهرری در دوره مشروطه عجیب نیست که در آن‌جا روایاتی در ذمّ مشروطه جعل و منتشر شده باشد‌.

محمدعلی طباطبایی حسنی پس از نقل روایت شورای کبری و صغری و نسبت دادن آن به مناقب العترة می‌نویسد: «و مثله عن دلائل‌النبوة لإبن فهد ایضاً»!! (مائتان و خمسون علامة، ص۱۳۰) کتاب دلائل النبوه نیز مانند «مناقب العترة» از آثار نادیده و ناشنیده منسوب به ابن‌فهد است.

۲. نورالآفاق
این کتاب از آثار شیخ محمدجواد مجتهد شاهزاده‌عبدالعظیمی است. او در زمان خود متولّی آستان حضرت عبدالعظیم بود و کتابهایی درباره آن جناب و مزار ایشان نوشته؛ مانند خصائص العظیمیه و نورالآفاق که هر دو در سایت کتابخانه آستان قدس رضوی به صورت تصویر چاپ سنگی قابل مطالعه است.
کتب او نیز مانند آثار همشهری معاصرش، ابوالحسن مرندی، معدن جعل و تخلیط است که ان‌شاء الله در آینده به آن نیز خواهیم پرداخت.
کتاب نورالآفاق متن آشفته‌ای دارد و در آن سخنان شیخ جواد و فرزندش شیخ مهدی سلطان العلماء به‌ هم ‌آمیخته. در تاریخ‌نگاری کتاب هم اضطراب و تغییر آشکار است.
در نورالآفاق دو مطلب از مناقب العتره نقل شده است:

الف) حدیث کساء
متن کتاب نورالآفاق با جملات زیر آغاز می‌شود که ظاهراً از شیخ مهدی سلطان العلماء فرزند شیخ محمدجواد است:

«حدیث شریف کساء با سند صحیح که لم یسبقه سابق و لا یلحقه لاحق از طرق عامه و خاصه مرسلاً و معنعناً با اضافات نسخ و تعیین تولد و وفات حضرت عبدالعظیم ع و ...»

در صفحات بعد متن متداول حدیث کساء با اسناد زیر نقل شده است:
«حدیث شریف کساء صحیحاً که از دوازده کتاب معتبر که شش کتاب از کتب معتبره شیعه و شش کتاب از کتب معتبره عامه به اختلاف نسخ مرسلاً و معنعناً نقل شده:
فی مناقب العترة عن احمد بن محمد بن فهد الحلی مرسلاً عن زید بن الحسن بن الامام عن ام سلمه عن فاطمه الزهراء سلام الله علیها؛
فی مودة القربی عن ابن سعید الخدری مرسلاً عن زینب بنت ابی سلمه عن الزهراء علیها سلام
و فی ذخائر العقبی عن واصلة بن الاسقع 
و فی دررالسمطین فی مناقب السبطین عن جمال الدین الزرندی المدنی معنعناً عن الصادق علیه السلام عن محمدالباقر عن زین العابدین عن الحسین بن علی عن الحسن علیهم السلام  ...
و فی کنوز المناقب عن ابن مسعود عن علی بن الحسین علیهما السلام 
و فی المنتخب عن الشیخ الطریحی
و فی صحیح البخاری عن عائشة ام المومنین
و فی سنن الترمذی فی مناقب اهل البیت عن زینب ربیبة النبی ص عن عائشة
و فی شرح الکبریت الاحمر لعلاء الدولة السمنانی عن البیهقی عن عائشة
و فی جواهر العقدین فی قصص العجیبة لاهل بیت النبوة و عن الملا فی سیرته عن عمرو بن ابی سلمه و فی قصص النبوة فی برکات اهل بیت النبوة و عن النسائی عن حفصة بنت العمر فی معجمه 
و سمعت عن شیخی الثقة الحاج شیخ محمدحسین السیستانی فی سند هذا الحدیث الشریف قال سمعت عن سید حسن بن سید مرتضی الیزدی قال روی صاحب العوالم فی الجلد الثانی و الستین فی احوالات ام ائمة الطاهرین روی صاحب العوالم الشیخ عبدالله البحرانی عن شیخه سید هاشم البحرانی عن شیخه الجلیل السید ماجد البحرانی عن الحسن بن زین الدین الشهید الثانی عن شیخه مقدس الاردبیلی عن شیخه علی بن عبدالعال الکرکی عن الشیخ علی بن هلال الجزائری عن الشیخ علی بن الخازن الحائری عن الشیخ احمد بن فهد الحلی عن الشیخ ضیاء الدین علی بن الشهید الاول عن ابیه شهید الاول عن فخرالمحققین عن شیخه علامه الحلی عن شیخه المحقق عن شیخه ابن نماء الحلی عن شیخه محمد بن ادریس الحلی عن ابن حمزة الطوسی صاحب ثاقب المناقب عن الشیخ الجلیل محمدبن شهرآشوب عن الطبرسی صاحب الاحتجاج عن شیخه الجلیل حسن بن محمد بن حسن الطوسی عن ابیه شیخ الطائفة عن شیخه المفید عن شیخه ابن قولویه القمی عن شیخه الکلینی عن علی بن ابراهیم عن ابیه ابراهیم بن هاشم عن احمد بن محمد بن ابی نصر البزنطی عن قاسم بن یحیی الحذاء الکوفی ابی بصیر عن ابان بن تغلب البکری عن جابر بن یزید الجعفی عن جابر بن عبدالله الانصاری عن فاطمه الزهراء علیها سلام بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ...» (نور الآفاق، صص۳_۵)
جملات زیر در صفحات بعدی نیز ظاهراً از شیخ مهدی است:
«... چون حدیث شریف کساء نسخه صحیح سوای این نسخه تا به حال به دست نیامده ... مستدعی است که در نسخه چاپی بدین عبارت مرقوم فرمایند: (نسخه صحیح حدیث شریف کساء که در کتاب نورالآفاق و شهاب لأهل النفاق شیخ المحدثین حاج شیخ جواد شاهزاده عبدالعظیمی نقل نموده این است.) و اگر غیر این طریق چاپ زنند یا نقل نمایند به لعنت خداوند متعال جلّ شأنه و نفرین پنج تن آل عبا علیهم‌السلام گرفتار شوند.» (نورالآفاق، صص۴۱ و ۴۲)
پوشیده نیست که این سندسازی، بی‌پایه و غلط‌اندرغلط است؛ زیرا در غالب منابع ذکرشده اثری از متن متداول حدیث کساء یافت نمی‌شود‌! مثلاً چگونه ممکن است در صحیح بخاری یا سنن ترمذی حدیث کساء مشهور نقل شده باشد؟!! سند منسوب به عوالم العلوم نیز در حاشیه نسخه‌ای از کتاب است نه در متنش و آن هم بی‌گمان جعلی است؛ زیرا محال است که در طول ۱۲ قرن بزرگترین و مشهورترین محدثان شیعه از جابر بن عبدالله انصاری تا سید هاشم بحرانی همگی راوی این حدیث بوده باشند و هیچ یک در هیچ کتابی آن را نیاورده و کسی از آنان نقل نکرده و این حدیث با این اهمیت ویژه، مشهور و متواتر نشده باشد و تنها در حاشیه نسخه‌ای سندش یافت شود؛ آن هم تنها پس از آن که متن آن نخستین بار در کتاب معلوم‌الحال منتخب طریحی عرضه شده است!
اما درباره انتساب آن به «مناقب العترة» نیز این نکته درخور توجه است که شیخ جواد عبدالعظیمی مدعی است راوی آن زید بن الحسن بن الامام است. از نظر طبقه تاریخی، زید بن الحسن بن الحسن نمی‌توانسته از امّ‌سلمة روایت کند. ممکن است کلمه «ابن» پس از «الحسن» اضافی و مقصود او «زید بن الحسن المجتبی» جدّ اعلای حضرت عبدالعظیم باشد؛ که این ارتباط نیز درخور تامّل است.

ب) شرح حال عبدالعظیم
شیخ جواد عبدالعظیمی در همان کتاب می‌نویسد:
«و فی مناقب العترة عن احمد بن محمد بن فهد الحلی فی ترجمه الرواة: ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله ... (؟) بن علی الشدید بن حسن الامیر بن زید الجواد بن الحسن المجتبی کثیر الحدیث و الروایة و یعد الحدیث من طریقه صحیحا و فی الدرجة العلیا عبد صالح مطیع لله الجبار قائم اللیل و صائم النهار ذو الصدق و الدیانة و له مناقب کثیره ذکرناها فی کتابنا الکبیر و قد نص علی زیارته الامام علی بن موسی الرضا علیهما‌السلام قال: من زار قبره وجبت له الجنه. ولد یوم الرابع من ربیع الثانی فی سنة ثلاث و سبعین و مائة فی مدینة الطیبة توفی فی مسجد الشجرة الری فی الخامس عشر من شوال فی سنة اثنین و خمسین و مائتین و دفن عند شجرة التفاح فی باغ رجل من الشیعة فی امامة علی النقی الامام و خلافة معتز بالله و قبره معروف بالری یزار.
در مناقب العترة احمد بن فهد حلی در ترجمه روات می‌نویسد: ابوالقاسم عبدالعظیم علیه السلام حدیث و روایات زیاد دارد و حدیث از طریق آن حضرت صحیح و در درجه عالی است. بنده صالح مطیع خداوند بود؛ روزها روزه میگرفت و شبها بیدار بود؛ صاحب صدق و امانت و درستی است و مناقب زیادی دارد که ذکر نمودیم او را در کتاب بزرگ خود و تنصیص نموده است بر زیارت آن حضرت حضرت امام رضا علیه السلام؛ میفرماید: کسی که زیارت کند او را بهشت بر او واجب. روز چهارم ربیع الثانی در سنه ۱۷۳ در مدینه طیبه متولد شد، در امامت علی بن موسی الرضا و خلافت رشید. وفات فرمود در مسجد شجره ری در پانزدهم شوال در سنه ۲۵۲ و دفن شد نزد شجره تفاح در باغ مردی از شیعه در امامت حضرت امام علی النقی علیه السلام و خلافت معتز بالله و قبر او معروف است در ری زیارت کرده میشود.» (نور الآفاق صص۱۷_۱۹)
جالب آن جا است که پیش از این، تاریخ تولّد و وفات آن بزرگوار معلوم نبود و به ناگاه در کتاب نورالآفاق سه مصدر کهن برای آن ارائه شد: مناقب‌العترة ابن فهد؛ نزهة الابرار و طبقات الاشراف. چنان که محقّقان گفته‌اند و در آینده نیز توضیح خواهیم داد؛ هر سه انتساب دروغ است.

اشکالات لفظی و محتوایی متن عربی، از قرائن جعلی بودن آن است. ضمناً در ترجمه فارسی، سال ۱۷۳ را در امامت امام رضا (ع) شمرده که نادرست است و در امامت امام کاظم (ع) واقع می‌شود.

3. تفسیر اثناعشری

این تفسیر را حسین بن احمد شاه‌عبدالعظیمی نوشته است. او نیز متولّد شهرری و پدرش خزانه‌دار حرم حضرت عبدالعظیم بود (تفسیر اثناعشری،ج۱۰، ص۲۸۴) و خود در حرم آن جناب به اقامه جماعت و تفسیر و تبلیغ می‌پرداخت و سرانجام در همان جا مدفون شد. تألیف این کتاب مدّت ۳۶ سال به طول انجامیده و در ۲۹ شوال ۱۳۸۰ ه.ق به پایان رسیده است. (تفسیر اثناعشری، ج۱۴، ص۴۰۰)

او در دو موضع همان روایت مذمّت شورای کبری و صغری را به مناقب‌العترة نسبت داده؛ ولی منبع واسطه را ذکر نکرده است. (تفسیر اثناعشری، ج۲، ص۲۸۷ و ج۱۱، ص۴۳۶)

علاوه بر آن در جای دیگر می‌نویسد: «مناقب العترة- حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام به ابن الکوّا فرماید: مائیم اصحاب اعراف، و ما مى‌‏شناسیم انصار خود را به علاماتشان. و ما اصحاب اعرافیم که شناخته نشود خدا مگر به معرفت ما. و ما اصحاب اعرافیم که خداى تعالى وقوف مى‌‏دهد ما را بر صراط، پس داخل بهشت نشود هیچکس مگر آنکه او ما را و ما او را بشناسیم، و داخل جهنم نشود هیچکس مگر آنکه انکار ما کند و ما او را انکار کنیم اگر خدا مى‏‌خواست، مى‏‌شناساند خود را به مردم، و لکن مقرر فرموده ما را ابواب معرفت و صراط و وسیله و وجه، آنچنانى که از آن معرفت یابند، پس هر که عدول کند از ولایت ما و تفضیل دهد بر ما غیر ما را، بتحقیق از صراط به جهنم برو درافتند. (تفسیر اثنا عشری، ج‏۴، ص۷۶)

نتیجه

بنابراین تا این جا چهار مطلب منسوب به کتاب مناقب العترة یافتیم که همگی توسّط رجال شهرری و آخوندهای حرم حضرت عبدالعظیم (ع) نقل شده است. در جعلی بودن سه نقل نخست تردیدی نیست و نقل سوم نیز ممکن است جعلی یا ناشی از اشتباه باشد. به هر حال می‌توان ظن قوی یا اطمینان داشت که عنوان جعلی کتاب مناقب العترة و مطالب منسوب به آن در فضای شهرری وضع شده است.

 


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی