آثار

شگفت آور است بی خدایانی که با تمام وجود در لجن زار فساد و فحشاء فرو رفته اند، دهان ناپاک خود را گشوده و هر دروغ و تهمتی را به سوی سرچشمه پاکی و پاکدامی رسول مکرّم اسلام صلّی الله علیه و آله می افکنند! در مثل مانند احمقانی اند که در میانه ی روز، ایستاده و با داد و فریاد، کثافات خود را به سوی خورشید عالم تاب، پرتاب می کنند و هر بار این کثافات به سر و روی خودشان افتاده؛ باز کار خود را تکرار می کنند!

یکی از این نوابغ علّامه نوشته است: «بی شک کتاب صحیح بخاری از معتبرترین کتب حدیث مسلمانان میباشد که در واقع به آن لقب خواهر قرآن داده اند.»

نویسنده تا کنون نشنیده است که کسی صحیح بخاری را خواهر قرآن بنامد! روشن است که شیعیان این کتاب را معتبر نمی دانند و در میان اهل سنّت نیز چنین لقبی مشهور نیست.

این نابغه علّامه سپس با استناد به دو حدیث از صحیح بخاری ادّعا کرده است که پیامبر (صلّی الله علیه و آله) در حال حیض با عائشه نزدیکی می کرده است!!

1. «حدیث شماره ۲۰۳۰: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یُوسُفَ، حَدَّثَنَا سُفْیَانُ، عَنْ مَنْصُورٍ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ، عَنِ الأَسْوَدِ، عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَتْ: کَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ یُبَاشِرُنِی وَ أَنَا حَائِضٌ.» (صحیح البخاری، ج۳، ص۴۸، محمد بن إسماعیل البخاری، دار طوق النجاة، چاپ اوّل)

2. «حدیث شماره 299 و ۳۰۰ : حَدَّثَنَا قَبِیصَةُ قَالَ حَدَّثَنَا سُفْیَانُ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ عَنِ الأَسْوَدِ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ کُنْتُ أَغْتَسِلُ أَنَا و النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - مِنْ إِنَاءٍ وَاحِدٍ، کِلاَنَا جُنُب وَ کَانَ یَأْمُرُنِی فَأَتَّزِرُ، فَیُبَاشِرُنِی وَ أَنَا حَائِضٌ.» (صحیح البخاری، ج۱، ص۶۷)

البتّه روشن است که این دو، یک حدیث است با سند واحد.

اینان «مباشرت» را به «جماع» ترجمه کرده اند! و به خود زحمت نداده اندکی تعقّل کنند که:

اوّلاً اگر مراد از «مباشرت» جماع بود، پس چرا عائشه گفته است: «کَانَ یَأْمُرُنِی فَأَتَّزِرُ، فَیُبَاشِرُنِی وَ أَنَا حَائِضٌ.» (مرا دستور می داد که اِزار بپوشم و در حال حیض با من مباشرت می کرد) ؟! آخر ازار پوشیدن که مانع نزدیکی است!

ثانیاً چطور ممکن است مسلمین به پیامبر خود چیزی را نسبت دهند که به نصّ قرآن حرام است: «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ‏» (البقرة : 222) و همه مسلمانان در حرمت آن اتّفاق دارند! آخر اندکی شعور هم خوب است! چه می پندارند؟! گمان می کنند که مسلمانان نمی فهمند که اگر این حرامِ آشکارِ مخالف قرآن را به پیامبرشان نسبت دهند، نبوّتش را باطل کرده اند؟!

«المباشرة» از «البشرة» به معنای «پوست بدن» گرفته شده است و به معنای تماسّ پوستی است. اگر هم گاهی به معنای نزدیکی و جماع به کار رفته است، صرفاً از باب کنایه و مجاز است نه آن که در اصل به معنای نزدیکی باشد!

به کلام لغت شناسان دقّت کنید:

«... و باشَرَ الرجلُ امرأَتَهُ‏ مُباشَرَةً و بِشاراً: کان معها فی ثوب واحد فَوَلِیَتْ‏ بَشَرَتُهُ‏ بَشَرَتَها. و قوله تعالى: وَ لا تُبَاشِرُوهُنَ‏ وَ أَنْتُمْ عاکِفُونَ فِی الْمَساجِدِ؛ معنى‏ المباشرة الجماع، و کان الرجل یخرج من المسجد، و هو معتکف، فیجامع ثم یعود إِلى المسجد. و مُباشرةُ المرأَةِ: مُلامَسَتُها ... فی الحدیث‏: أَنه کان یُقَبِّلُ و یُباشِرُ و هو صائم. ؛ أَراد بالمباشَرَةِ المُلامَسَةَ و أَصله من لَمْس‏ بَشَرَةِ الرجل‏ بَشَرَةَ المرأَة، و قد یرد بمعنى الوطء فی الفرج و خارجاً منه. ...» (لسان العرب ؛ ج‏4 ؛ ص61)

«...  و عن اللَّیْث: البَشَرَةُ أَعلَى جِلْدَةِ الوَجهِ و الجسدِ من الإِنسانِ، و یُعْنَى به اللَّوْنُ و الرِّقَّةُ، و منه اشْتُقَّتْ‏ مُباشَرَةُ الرَّجُلِ المرأَةَ: لتَضامِ‏ أَبشارِهما.» (تاج العروس من جواهر القاموس ؛ ج‏6 ؛ ص84)

«... قوله: بَاشِرُوهُنَ‏ أی جامعوهن. و المُبَاشَرَةُ: الجماع، سمی بذلک لمس البشرة- أعنی ظاهر الجلد ...» (مجمع البحرین ؛ ج‏3 ؛ ص221)

«... و الْمُبَاشَرَةُ: الإفضاء بالبشرتین، و کنّی بها عن الجماع فی قوله: وَ لا تُبَاشِرُوهُنَ‏ وَ أَنْتُمْ عاکِفُونَ فِی الْمَساجِدِ.» (مفردات ألفاظ القرآن ؛ ص125)

بنابراین معنای حدیث آن است که عائشه در هنگام حیض، به دستور پیامبر (صلّی الله علیه و آله) با اِزار، ناف تا زانوی خود را می پوشاند و در کنار پیامبر (ص) می خوابید و با ایشان تماسّ داشت.

تا کنون دیده نشده مسلمانی غیر این معنا را از حدیث برداشت کرده باشد و برداشت بی خدایان از غایت جهل به زبان عربی و فضای روایات است.

اکنون به توضیح برخی از نویسندگان درباره این حدیث توجّه کنید:

1. «فیباشرنی أی یضاجعنی، و یواصل بشرته بشرتی دون جماع، یعنی أنه کان یستمتع منی بعد أن یأمرنی بشد الإزار، فتمس بشرته بشرتی. و فیه دلیل علی حرمة الاستمتاع بما تحت الإزار، وبه قال الشافعی فی الجدید، خوفاً من أن یقع فی الحرام؛ لأن من رتع حول الحمى یوشک أن یقع فیه.» (شرح المشکاة، ج3، ص856)

2. «و أراد بالمباشرة هنا مماسة الجلدین لا الجماع فإن جماع الحائض حرام ...» (عمدة القاری فی شرح صحیح البخاری، ج5، ص383)

3. «المراد بالمباشرة هنا مساس البشرة» (تأسیس الاحکام، ج1، ص63)

4. «... وعلى هذا فیجوز للرجل أن یستمتع بزوجته الحائض بکل شیء إلا انه لا یجامعها فی الفرج واما التقبیل و الضم والمباشرة فیما دون الفرج فإن ذلک لا باس به و لکن ینبغی للإنسان إذا أراد أن یباشرها أن یأمرها أن تتزر ... وعلى هذا فنقول للرجل لک أن تباشر زوجتک الحائض بکل شیء إلا الجماع لکن إذا أردت أن تباشرها فیما بین الفخذین مثلا أو ما أشبه ذلک فمرها فلتتزر ...» (الشرح المختصر علی بلوغ المرام، ج2، ص187)


نتیجه آن که این شبهه آتئیست ها نیز مانند دیگر شبهاتشان چیزی جز دروغ و افترا و جهالت نیست.

 

 

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی