آثار

اعتقاد به تفویض و تناقض گویی درباره طیّ الارض

سه شنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۰۲ ق.ظ

علّامه طهرانی دو دیدگاه کاملاً متناقض درباره طیّ الارض به علّامه طباطبایی نسبت داده است. در لبّ اللباب از ایشان نقل کرده است که طیّ الارض دلالتی بر وصال و کمال ندارد؛ امّا در مهر تابان از ایشان روایت کرده است که طیّ الارض جز برای واصلان و کاملان ممکن نیست. ضمناً تبیینی که برای طیّ الارض ارائه کرده اند، چیزی جز اعتقاد به تفویض نیست.

1. لبّ اللباب: «امّا استاد عامّ شناخته نمى‏شود مگر به مصاحبت و مرافقت با او در خلأ و ملأ تا به طور یقین براى سالک واقعیّت و یقین او دستگیر شود، و ابدا به ظهور خوارق عادات، و اطّلاع بر مغیبات و اسرار خواطر افراد بشر، و عبور بر آب و آتش، و طىّ‏ الارض‏ و الهواء، و استحضار از آینده و گذشته و امثال این غرائب و عجائب نمى‏ توان پى به وصول صاحبش برد زیرا که این‏ها همه در مرتبه مکاشفه روحیّه حاصل مى‏شود و از آنجا تا سرحدّ وصول و کمال، راه به نهایت دور است و تا هنگامى که در استاد تجلّیات ذاتیّه ربّانیّه پیدا نشود استاد نیست، و به مجرّد تجلّیات صفاتیّه و اسمائیّه نیز نمى ‏توان اکتفا کرد و آنها را کاشف از وصول و کمال دانست.» (لب اللباب در سیر و سلوک، ص135، سید محمد حسین طهرانی، انتشارات علامه ى طباطبایى‏، مشهد، چاپ نهم‏- آیت نور، ص244، سیّد محمّد صادق طهرانی، انتشارات علامه طباطبایى‏، چاپ اول‏)

2. مهر تابان: «تلمیذ: آیا طىّ الأرض عبارت است از اعدام جسم و بدن در مکان اوّل؛ و احضار و ایجادش در مکان مقصود؟ آیا طىّ الارض این نیست؟ به ‏طورى ‏که صاحب طىّ الأرض با اراده الهیّه و ملکوتیّه ‏اى که به او افاضه شده است، در آن واحد خود را در محلّ منظور احضار و ایجاد کند؟ علّامه: گویا همین‏طور باشد. تلمیذ: گویا این‏طور است، یا واقعا چنین است؟ علّامه: واقعا این‏طور است. تلمیذ: بنابراین چند مسئله مطرح مى‏گردد: باید طىّ‏ الأرض‏ اختصاص به نفوس قدسیّه الهیّه داشته باشد؛ و تا افراد به معرفت نفس که ملازم معرفت ربّ باشد، نرسیده باشند؛ و تصرّف در موادّ کاینات ننمایند نتوانند طىّ‏ الأرض‏ کنند. پس بنابراین طىّ ‏الأرضى که از افراد غیر کامل احیانا نقل شده است چه محملى دارد؟ علّامه: از افراد غیر کامل نقل نشده است؛ و حتما مباشرین آن از وارستگان و واصلانند. تلمیذ: 2- چه بسا دیده شده است چنانچه در روایات آمده است؛ و شواهد تاریخى نیز حاکیست بعضى از وارستگان و واصلان، دیگران را نیز با معیّت خود بطرف مقصود با طىّ الأرض برده ‏اند. در این صورت باید گفت که: نفس ملکوتى و خلّاقه آنان، قادر بر ایجاد اجسامى غیر از خود نیز در محلّ منظور مى ‏باشند. علّامه: همین‏طور است.» (مهر تابان، صص262 و 263، انتشارات نور ملکوت، مشهد، چاپ هشتم)

علاوه بر تناقض دو گفتار –که جز با تکلّف قابل رفع نیست- اساساً نسبت دادن «اعدام» و «ایجاد» به غیر خداوند، عین تفویض و شرک است.

بر خلاف ادّعای غالیان و صوفیان، در «تفویض»، استقلال در خالقیت مفروض نیست؛ بلکه عند التّأمل، تفویض، با استقلال جمع نمی شود.

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ ره قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یَاسِرٍ الْخَادِمِ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا ع مَا تَقُولُ فِی التَّفْوِیضِ‏ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَوَّضَ إِلَى نَبِیِّهِ ص أَمْرَ دِینِهِ فَقَالَ‏ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَأَمَّا الْخَلْقُ وَ الرِّزْقُ‏ فَلَا ثُمَّ قَالَ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ‏ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ یَقُولُ‏ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَفْعَلُ مِنْ ذلِکُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یُشْرِکُونَ‏.» (عیون أخبار الرضا علیه السلام ؛ ج‏2 ؛ ص202)

اگر در تفویض، استقلال مفروض بود، تفویض امر دین به پیامبر هم باطل بود! به همین قرینه، مراد از تفویض خلق و رزق، تفویض بدون استقلال است؛ چه آن که تفویض با فرض استقلال، بطلانش بی نیاز از بیان است.

درباره تعریف تفویض و ابطال آن رجوع کنید بهhttps://t.me/gholow2/337

نظرات  (۱)

احسنتم بسیار عالی.
روایات اختصاص خلق لا من شیئ به خداوند هم زیاد است. خوب است مواردی اشاره شود.
«لَا یُکَوِّنُ الشَّیْ‏ءَ لَا مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا اللَّهُ» (توحید صدوق، جامعه مدرسین، ص68)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی