آثار

زراقیة، خداعیة، مبتدعة و ... در حدیقة الشیعة

جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۵۷ ق.ظ

نویسنده حدیقة الشیعة مدّعی است که یکی از القاب مشهور صوفیه، مبتدعه است که امامان علیهم السّلام آن را وضع کرده اند:

«... و چون طریق و مذهبى اختراع نمودند که مشتمل به رهبانیّت و نصرانیّت بود و کفر و اسلام در هم آمیخته بودند، امامان ما ایشان را به مبتدعه‏ مسمّى گردانیدند ... امّا اشهر القاب این طایفه: صوفیّه و متصوّفه و متصلّفه و مبتدعه و زراقیّه و غلات و غاویّه و حلاجیّه است ...» (حدیقة الشیعة، ج‏2، ص744)

«... چون تواند بود که مذهبى و بدعتى که در زمان امام جعفر صادق علیه السّلام وضع کنند که همه ائمه معصومین علیهم السّلام اهل آن بدعت را به مبتدعه‏ موسوم سازند، چنانکه بر پیروى کنندگان احادیث ایشان ظاهر است آن حضرت در آن باب سخن نگوید و خاموش بنشیند.» (حدیقة الشیعة، ج‏2، ص748)

«... و دیگر بدان که از آن جناب در ردّ طایفه مبتدعه‏ احادیث منقول بسیار است.» (حدیقة الشیعة ؛ ج‏2 ؛ ص748)

«... و نمى‏ دانند که پیرى و مریدى مطلق از اختراع هاى طایفه مبتدعه‏ و سنّیان است.» (حدیقة الشیعة ؛ ج‏2 ؛ ص790)

«... از همه ایشان بیزار باشند حتى مبتدعه‏ که طریقه ایشان را پیش گرفته باشد.» (حدیقة الشیعة ؛ ج‏2 ؛ ص1028)

اوّلاً این که گفته: «... امامان ما ایشان را به مبتدعه‏ مسمّى گردانیدند ...» و «همه ائمه معصومین علیهم السّلام اهل آن بدعت را به مبتدعه‏ موسوم سازند، چنانکه بر پیروى کنندگان احادیث ایشان ظاهر است.» دروغی است آشکار! لفظ مبتدعة در چند روایت انگشت شمار به کار رفته که هیچ یک است مربوط به صوفیه نیست. البتۀ صوفیه نیز تحت عنوان عامّ اهل بدعت قرار می گیرند؛ امّا در روایات چنین لفظی به طور خاصّ برای آنان استعمال نشده است.

ثانیاً این نیز که گفته: «اشهر القاب این طایفه: صوفیّه و ... و مبتدعه و ... است.» دروغ است؛ زیرا جستجوها شهرت این لقب را ثابت نمی کند؛ مگر در گفتمان میرلوحی و مریدانش:

«بدان صلحک الله تعالی که حلاجیه که ایشان را به چندین نام خوانده اند مانند هاشمیة و شریکیة و خداعیة و زراقیة و غلات و غاویة و متصوّفة و متصلّفة و مبتدعة چندین فرقه اند ...» (سلوة الشیعة)

«... و چون در اواخر زمان بنی امیّه ابوهاشم کوفی علیه اللعنة پیدا شد و اختراع طریقه مبتدعه نمود ...» (سلوة الشیعة)

«العجب کل العجب من الذین یدعون الکیاسة و الفراسة انهم یغترّون بغرور الزراقیة الذین هم اراذل فرق المبتدعة و ادانی شعب الحلاجیة ...» (سلوة الشیعة)

«... مراد مجاهده نمودن با این نفس است که طایفه مبتدعه از جهت فریب دادن جهله دعوای مجاهده با آن می کنند ...» (ادراء العاقلین و اخزاء المجانین، نسخه خطی کتابخانه مرعشی)

«... بعضی از مبتدعه گفته اند که جوهری است مجرّد ...» (ادراء العاقلین)

«... مجسمه و مبتدعه و جمعی دیگر غیر ایشان از مجبره می گویند در دنیا نیز خدا را می توان دید ...» (ادراء العاقلین)

«... باید دانست که بعضی از مبتدعه که ایشان یک طایفه اند از سنیان ...» (ادراء العاقلین)

«احادیث در ذم مجانین بسیار است و اخبار در طعن مبتدعه بی شمار اما عاقل را همین چند کلمه کافی است ...» (ادراء العاقلین)

«معلوم است که در بطلان و حقیت مبتدعه و مجانین جزم و یقین به غیر از قول خدا و قول معصوم کسی را حاصل نمی شود ... و پر ظاهر است که بی خبرانی که معتقد مبتدعه شده اند و مرید دیوانگان و متجننان گردیده اند تابع گمان شده اند پس عاقل باید تأمل نماید که از قرآن و حدیث خود دلیلی بر حقیت مبتدعه و مجانین نیست ...» (ادراء العاقلین)

پسرش نیز می نویسد:

«... و در کتاب نهج الحق و کشف الصدق در مذمّت مبتدعه مى‌فرماید که: عِبادَتُهُمْ الرقْصُ وَ التصفِیقُ وَ الغِناءُ.» (إعلام الأحباء فی حرمة الغناء؛ ص 62)

«... در کتاب‌ اعتقاد، طایفۀ مبتدعه را به آن سرزنش نموده و طعن زده به این عبارت که: وَ یَجْعَلُونَ التهلیلَ لأنفُسهم المزمارَ و یغنّون کالجَواری بالأشعار.» (إعلام الأحباء فی حرمة الغناء؛ صص 64 و 65)

مراد از کتاب اعتقاد، کتاب مفقود دوریستی است که منتجب الدین در فهرست خود ذکر کرده و میرلوحی مدّعی دسترسی به آن است:

«شیخ جعفر بن محمد دوریستی که از جمله علمای امامیه است در کتاب اعتقاد به تقریب بحث حلول و اتحاد می فرماید که: العجب کل العجب من الذین یدعون الکیاسة و الفراسة انهم یغترّون بغرور الزراقیة الذین هم اراذل فرق المبتدعة و ادانی شعب الحلاجیة و لا یتأملون فی افعالهم القبیحة و المخترعة و اعمالهم الردیة الشنیعة و لا ینظرون انهم یجعلون التهلیل لانفسهم المزمار و یغنون کالجواری بالاشعار و یرکبونها مع الاوراد و الاذکار و یرقصون کالدب فی الجبل و یجرون المنافع من السفهاء بالحیل و لکن لا یتم الامر بالدعوی و من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی و اضلّ سبیلاً ....» (سلوة الشیعة)

جای شگفتی دارد که ادبیّات خاصّ میرلوحی فقط در آثاری دیده می شود که تنها راویش خود او است!! در جملاتی که میرلوحی به دوریستی نسبت داده تعبیر «زراقیة» نیز دیده می شود که در حدیقة الشیعة بارها به عنوان یکی از فرق تصوّف و یا نام عمومی صوفیان یاد شده است. همچنین «خدّاعیّة» را از القاب آنان برشمرده است:

«و به سبب مکر و شید و زرق و خدعه و مردم فریبى، ایشان را بزراقیّه و خداعیّه موسوم ساختند.» (حدیقة الشیعة، ج‏2، ص744)

«بعضى گفته‏ اند که اصول مذاهب ایشان شش است، تلقینیّه و زراقیّه را بر آن چهار افزوده ‏اند.» (حدیقة الشیعة ؛ ج‏2 ؛ ص750)

این بعضی کیست؟! نام و نشان ندارد؟ کدام یک از ملل نویسان یا مورّخین یا صوفیان یا ... زرّاقیه را از اصول مذاهب تصوّف شمرده است؟! هیچ کس را نیافتیم که از زرّاقیّه و خدّاعیة سخن گفته باشد؛ مگر میرلوحی و کسانی که از او اثر پذیرفته اند! به چند نمونه توجّه کنید:

«مجملاً از جمله بدعتهایی که مخالفان خدا و مصطفی و ائمه هدی یعنی زراقیه بی حیا و مبتدعه گرگ خصلت گوسفند نما وضع نموده اند و آن را در میان سنیان رواج داده اند و رفته رفته در بعضی از شیعیان شاه مردان که غافل شده اند سرایت کرده یکی آن است که دیوانگان را قطب و مجذوب و ولی نام کرده اند ....» (ادراء العاقلین، نسخه کتابخانه مرعشی)

«بدان صلحک الله تعالی که حلاجیه که ایشان را به چندین نام خوانده اند مانند هاشمیة و شریکیة و خداعیة و زراقیة و غلات و غاویة و متصوّفة و متصلّفة و مبتدعة چندین فرقه اند ...» (سلوة الشیعة)

«از جمله مشایخ صوفیه که جماعت زراقیة را مذمت کرده اند یکی دیگر شیخ روزبهان فارسی است که در مضمار تصوف و تصلّف یگانه فارس است ...» (سلوة الشیعة)

«... مراد آن است که اثری در مستمع کند و سروری یا حزنی در او راه یابد چنان که از استماع غنای مطربان زراقیة بعضی را رو می دهد و ...» (سلوة الشیعة)

«هر که اندک شعوری دارد می داند که خوانندگی و ذکر کردن طائفه مبتدعه و فرقه زراقیه از قبیل تصنیف است ...» (سلوة الشیعة)

«... یکی از زراقیه سر از جای برداشت و همّت بر تعصّب ابومسلم گماشت به سبب آن که عطار در کتاب مظهر العجائب تعریف او کرده ...» (سلوة الشیعة)

«... که از پی تأویلات دور و کلمات سخیفه از عقل و نقل مهجور، افتد که مبتدعه بی حیا و زراقیه دغا در هم بافته اند ...» (ادراء العاقلین و اخزاء المجانین، نسخه خطی کتابخانه مرعشی) 

در سلوة الشیعة مدعی است در کتاب الرّد علی اصحاب الحلّاج نوشته شیخ مفید، به سند معتبر از امام هادی (ع) روایت شده است که «... از آن حضرت پرسیدند از حال این گروه و در خلوت شدن یعنی در چله نشستن ایشان و سماع و سرود یعنی خوانندگی کردن و خوانندگی شنیدن ایشان و اصول گرفتن و دست به هم زدن ایشان و رقص کردن و چرخیدن ایشان و نعره زدن و بیهوش گشتن ایشان. آن حضرت فرمود که کلّهم من المرائین الخدّاعین و لا یشتغلون بهذه الاعمال الا لغرور الناس و انها من الشیطان و انهم یتبعون. فقیل له یابن رسول الله صلی الله علیه و آله یقولون لا شعور لنا فی بعضها فقال علیه السلام یخادعون الله و الذین آمنوا و ما یخدعون الا انفسهم و ما یشعرون ...» (سلوة الشیعة، نسخه خطی)

این ادعا را در ادراء العاقلین نیز تکرار کرده است:

«و دلیل بر این که این جماعت  همه مکارانند آن است که مروی است که از حضرت امام هادی یعنی امام علی نقی علیه السلام از حال این گروه و عملهای مذکوره ایشان پرسیدند آن حضرت در جواب فرمود که کلهم من المرائین و الخداعین و لا یشتغلون بهذه الاعمال الا لغرور الناس فانها من الشیطان و انهم یتبعونه الحدیث ...» (ادراء العاقلین، نسخه خطی کتابخانه آیت الله مرعشی)

در کلام منسوب به امام رضا علاوه بر «الخدّاعین» تعبیر «المرائین» نیز دیده می شود که به ادّعای حدیقة الشیعة از القاب و عناوین صوفیه است: «... و چون منافقان و ریاکاران بودند ایشان را مرائیّه خواندند.» (حدیقة الشیعة، ج‏2، ص744)

ناگفته نماند که نقل مطلب از کتاب الرّد علی اصحاب الحلّاج نیز در انحصار میرلوحی و حدیقة الشیعة است!! او در ادراء العاقلین نیز وانمود کرده کتاب الردّ علی اصحاب الحلاج در اختیار دارد و این کتاب چنان رایج است که دیگران هم می توانند به آن دسترسی داشته باشند:

«... احادیث صحیحه صریحه در ذم ایشان و طریقه ایشان بی شمار، اگر کسی خواهد که بر آن اطلاع یابد باید که به کتاب الرد علی اصحاب الحلاج و امثال آن رجوع نماید ...» (ادراء العاقلین، نسخه خطی کتابخانه مرعشی)

در این جا باید یادآوری کنم که این یکی از کلیشه های میرلوحی است که برای عادی جلوه دادن نقل های خود و القاء رایج بودن کتب موهومی که ادعا می کند، دیگران را به آنها ارجاع می دهد!


 حدیقة الشیعة القاب و فرق دیگری نیز برای صوفیه برشمرده که اساسی ندارد.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی