آثار

ناآگاهی نویسنده حدیقه الشیعه از علم رجال

پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۳۰ ب.ظ

از قرائن روشنی که نشان می دهد حدیقه الشیعه از مقدس اردبیلی نیست، جهل مطلق نویسنده حدیقه به علم رجال است. نویسنده بارها روایاتی را که سندی ندارد یا سندش در غایت ضعف است، صحیح السند شمرده است! صدور این اغلاط واضح از مقدس اردبیلی محال است. اگر کسی شرح او را بر کتاب ارشاد الاذهان (مجمع الفائده و البرهان) _که پیش از حدیقه الشیعه نوشته شده_ دیده باشد می داند، مقدس در این زمینه اهل تسامح نیست و بسیاری از احادیث مسند کتب اربعه را به دلیل مجهول بودن راوی یا ضعف یا عدم توثیق و مانند آن ضعیف السند شمرده، تا چه رسد به اخبار مرسل و بی سند کتب بی نام و نشان!

به عنوان نمونه مقدس درباره حدیثی از کتب اربعه می نویسد: "السند غیر صحیح لوجود ابراهیم بن هاشم و اشتراک حماد عن الحلبی" (مجمع الفائده، ج۱، ص۲۱۰) با این که سختگیری درباره چنین سندی به عقیده بنده خالی از افراط نیست!

یا درباره روایت دیگری می نویسد:"انه خبر غیر صحیح لوجود ابراهیم بن مهزیار فیه و ما وثق" (مجمع الفائده، ج۱، ص۱۸۳)

و یا می نویسد: "الخبر غیر صحیح رواه فی التهذیب ... عن علی بن الحسن بن فضال عن علی بن اسباط عن عمه یعقوب بن سالم الاحمر عن ابی بصیر عن ابی عبدالله ... و قصور السند معلوم" (مجمع الفائده، ج۱، ص۷۲)

و موارد بسیار زیاد دیگر که در جای جای کتاب قابل مشاهده است.

پس با این شیوه رجالی سختگیرانه ابداََ ممکن نیست محقق اردبیلی روایتی را صحیح السند بشمرد که در کتابی مجهول الهویه مرسلاََ از شخصی مجهول نقل شده است!

 این اشکالات در اصل کتاب کاشف الحق و مربوط به خود اردستانی است که از علم رجال بی بهره بوده و در اضافات میرلوحی به کتاب چنین اغلاطی دیده نمی شود؛ زیرا میرلوحی با رجال آشنا بوده و آگاهانه جعل می کرده است.
دقت داشته باشید که:
۱. سخن بر سر این نیست که نویسنده حدیقه الشیعه، حدیث ضعیف السند را نقل و به آن احتجاج کرده است؛ تا جواب داده شود: در فضائل و عقاید نیازی به صحت سند نیست یا گفته شود: درستی محتوا و شهرت و ... جبران کننده ضعف سند است یا توجیهاتی مانند این آورده شود که ارزیابی آن محل بحث ما نیست‌؛ بلکه سخن در این است که نویسنده، احادیث بی سند یا ضعیف السند را صحیح السند نامیده است و این هیچ علتی نمی تواند داشته باشد مگر ناآگاهی یا فریب!
۲. ضعف سند این روایات اختلافی نیست تا گفته شود شاید بر مبنای مقدس اردبیلی ضعیف السند نبوده است! زیرا اساساََ یا سندی ندارند یا اسنادشان کلاََ مجهول اند یا مرسل یا مشتمل بر غلات و کذابین و ضعاف، و در هر حال همه رجال شناسان بر ضعف چنین اسنادی اتفاق دارند. وانگهی مشرب مقدس از کتبش خصوصاََ مجمع الفائده کاملاََ روشن است. وقتی بعضی رجال مشهور و کثیر الحدیث کتب اربعه را به جهاتی مثل عدم توثیق و ... ضعیف می شمارد، چگونه ممکن است سند اخبار بی سند کتب مجهول الهویه مانند روضه را صحیح بشمرد؟!
۳. در علوم نقلی مثل حدیث، تاریخ، رجال و کتابشناسی بنا بر شناخت واقع بینانه است؛ نه انتزاعیات و احتمالات بعید و آمیخته با تخیل. پس این که گفته شود شاید نسخه ای از روضه در دست مقدس بوده که سند داشته و کس دیگری به آن دست نیافته، پذیرفته نیست. ضمناََ این اشکال مخصوص روایات روضه نیست؛ و اظهار نظر نویسنده درباره اسناد روایات علل الشرائع، خرائج، امالی طوسی، کشف الغمه، الفصول المهمه و ... را نیز در بر می گیرد. همچنین اسناد روایات روضه در کتب دیگر مثل عیون المعجزات ذکر شده که آن هم پر از مجاهیل و ضعاف بلکه اسامی جعلی تخیلی است و ابداََ راهی برای تصحیحش وجود ندارد. (درباره ضعف عیون المعجزات و ارتباطش با روضه و فضائل، اربعین ابن ابی الفوارس، الیقین ابن طاووس و ... پیشتر مباحثی را گشودیم که به دلیل مشکلات پیش آمده متوقف شد و ان شاء الله در فرصتی دیگر به پایان رسد.)

اکنون مواردی از داوری های عجیب نویسنده حدیقه را درباره اسناد روایات ذکر کرده و چون ضعف غالب اسناد روشن است یا با مراجعه ساده معلوم می شود، از ارزیابی تفصیلی اسناد صرف نظر می کنیم.

۱. "و در کتاب مستطاب علل الشرایع که از مصنفات ابن بابویه است به سند صحیح نقل شده که ابلیس را گذر افتاد بر جمعی از اشقیا که امیر المؤمنین علیه السّلام را بد می‌گفتند و ..." (حدیقه الشیعه، ص۵۸۱)

سند روایت در مصدر چنین است:

"حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو عَلِیٍّ الْحَسَنُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَلِیٍّ الْعَبَّاسِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو سَعِیدٍ عُمَیْرُ بْنُ مِرْدَاسٍ الدوانقی قَالَ حَدَّثَنِی جَعْفَرُ بْنُ بَشِیرٍ الْمَکِّیُّ قَالَ حَدَّثَنَا وَکِیعٌ عَنِ الْمَسْعُودِیِّ رَفَعَهُ إِلَى سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ مَرَّ إِبْلِیسُ ..." (علل الشرائع،  ج 1  ، ص 143)
۲. "در امالی شیخ طوسی به طریق صحیح از امام ثامن ضامن علی بن موسی الرضا علیهما السّلام نقل کرده که شخصی از آن حضرت پرسید که چه می‌فرمائید در آن گلی که مردم می‌خورند؟ آن حضرت در جواب فرمود که کلّ طین ..." (حدیقه، ص۶۷۴)
سند روایت در مصدر:  "أخبرنا ابن خشیش ، عن محمد بن عبد الله ، قال : حدثنی أحمد بن محمد بن سعید الهمدانی ، قال : حدثنا علی بن الحسن بن علی بن فضال ، قال : حدثنا جعفر بن إبراهیم بن ناجیة ، قال : حدثنا سعد بن سعید الأشعری ، عن أبی الحسن الرضا علیه‌السلام ..." (امالی الطوسی، ص۳۱۹)
۳.  "و ایضا در آن کتاب مستطاب [یعنی امالی طوسی]به طریق صحیح از موسی بن عبد العزیز روایت نموده که گفت: یوحنای نصرانی در بغداد ..." (حدیقه، ص۶۷۵)

سند روایت در امالی طوسی:

"اخبرنا ابن خشیش ، قال : حدثنی محمد بن عبد الله ، قال : حدثنی الفضل بن محمد بن أبی طاهر الکاتب ، قال : حدثنا أبو عبد الله محمد بن موسى السریعی الکاتب ، قال : حدثنی أبی موسى بن عبد العزیز ، قال : لقینی یوحنا بن سراقیون النصرانی المتطبب فی شارع أبی أحمد ..." (امالی الطوسی، ج۱، ص۳۲۰)

۴. "و در کتب مناقب و تواریخ خصوصا در کتاب«خرایج» از عبد اللّه عنوی به سند صحیح نقل نموده که گفت: در روز حرب جمل در خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام نشسته بودم که جمعی از لشکر ..." (حدیقه، ص۵۶۷)
در کتاب خرائج سندی تا عبدالله غنوی ذکر نشده است!(الخرائج، ج۱، ص۲۱۵)
۵‌. " در کتب مناقب و حدیث خصوصا در کتاب خرایج به سند صحیح از محمد بن سنان نقل نموده که او گفت: به خدمت امام جعفر صادق علیه السّلام رفتم چون نشستم خبر آوردند که شخصی از مردم چین بر در است، فرمود که بطلبند ..‌."
این حدیث نیز در خرائج بدون سند از محمد بن سنان روایت شده است! (الخرائج، ج۲، ص۵۷۰)
خود محمد بن سنان نیز از نظر مقدس اردبیلی ضعیف است. (مجمع الفائده، ج۲، صص۶۱ و ۲۳۵ و ج۷، صص۲۴۳ و ۲۸۳ و موارد متعدد دیگر)
۶. "... در کتاب خرایج ذکر نموده که به سند صحیح مروی است که روزی امیر المؤمنین علیه السّلام خطبه می‌خواند بعد از فارغ شدن از خطبه فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی صعصعة بن صوحان قد راست کرده پرسید ..." (حدیقه، ص۹۹۷)
سند روایت در مصدر: "أخبرنا جماعة، عن جعفر الدوریستی، عن أبیه: ثنا أبو جعفر بن بابویه: ثنا محمد بن إبراهیم بن إسحاق، عن عبد العزیز بن یحیى الجلودی، عن الحسین بن معاذ، عن قیس بن حفص عن یونس بن أرقم، عن أبی سیار الشیبانی، عن الضحاک بن مزاحم، عن النزال بن سبرة قال: خطبنا علی بن أبی طالب علیه السلام فقال: سلونی قبل أن تفقدونی ..." (الخرائج ، ج۳، ص۱۱۳۳)
۷. "... در همان کتاب مستطاب [یعنی الخرائج]از سعید بن ابی خالد باهلی نقل نموده به سند صحیح که او گفت: رسول خدا را تبی عارض شد و اصحاب به عیادت آن حضرت می‌رفتند من نیز رفتم ..." (حدیقه، ص۵۶۸)

در مصدر اصلاََ سندی تا سعید بن ابی خالد ذکر نشده است! (الخرائج، ج۲، ص۵۶۸)

۸. "و ایضا در کتاب«روضه» که از کتب اهل حدیث است به سند صحیح از میثم تمار نقل کرده که او گفت: در جامع کوفه در خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام بودم و جمعی کثیر در دور آن حضرت بودند ..." (حدیقه، ص۵۳۱)
در روضه سندی برای حدیث ذکر نشده است: "بِالْإِسْنَادِ- یَرْفَعُهُ- إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ مِیثَمٍ التَّمَّارِ قَالَ:کُنْتُ بَیْنَ یَدَیْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ..." (الروضه، ج۱، ص۱۴۸)
۹. "و ایضا در آن کتاب مستطاب [یعنی روضه] مسطور و در السنه علما مذکور و در میان خلق مشهور که به سند صحیح از عمار یاسر و زید بن ارقم مرویست که این هر دو گفتند که در روز شنبه هفدهم ماه صفر در مسجد کوفه در خدمت مولای مؤمنان امیر المؤمنین علیه السّلام بودیم که ..." (حدیقه، ص۵۳۴)
برای این روایت نیز سندی در روضه نیست! (الروضه، ج۱، ص۱۸۲)
۱۰‌. "و ایضا در همان کتاب [یعنی روضه]به سند صحیح از عمار یاسر نقل کرده  که گفت در خدمت امیر المؤمنین بودم که از کوفه بیرون رفت عبورش به دهی افتاد که آن را نخیله می‌گفتند در دو فرسخی کوفه بود، به یک بار پنجاه مرد پیدا شدند از یهود ..." (حدیقه، ص۵۴۴)
این روایت نیز سندی در کتاب روضه ندارد. (الروضه، ج۱، ص۱۹۶)

۱۱. "و ایضا در کتاب «روضه»به سند صحیح از منقذ بن ابتع اسدی مروی است که گفت: شبی در خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام بودم و آن شب نیمه شعبان بود آن حضرت ..." (حدیقه، ص۵۴۶)
این حدیث نیز سندش در روضه نقل نشده است. (الروضه، ج۱، ص۲۱۵)

۱۲. "و ایضا ابو المؤید در«مناقب»خود به سند صحیح از عایشه نقل نموده که از او هم همین سؤال کردند او گفت: «علی اعلم الناس بالسّنة» یعنی داناترین مردمان است به حدیث رسول صلّی اللّه علیه و آله و به سنت پیغمبر." (حدیقه، ص۶۰۸)
سند روایت:
"وبهذا الاسناد عن أحمد بن الحسین هذا ، أخبرنا أبو عبد الله الحافظ ، أخبرنا أبو حامد أحمد بن على المقری ، حدثنا أبو عیس الترمذی ، حدثنا عیاش العنبری ، حدثنا الاحوص بن جواب ، حدثنى سفیان الثوری ، عن قلیت العامری ، عن جسرة قال : قالت عایشة : من افتاکم بصوم یوم عاشوراء؟ قلنا : علی بن أبی طالب ، قالت : هو أعلم الناس بالسنة." (مناقب الخوارزمی، ج۱، ص۹۱)

۱۳. "ابو نعیم اصفهانی که از مشاهیر علمای اهل سنت است در کتاب «حلیه» از این بهتر نقلی نموده و آن این است که به سند صحیح ذکر کرده که امام حسن علیه السّلام دو بار از مال و منال خود بیرون رفت چنان چه در خانه او از صامت و ناطق هیچ نماند و ..." (حدیقه، ص۶۵۸)
 رجوع کنید به حلیه الاولیاء (ج۲، ص۳۷)
۱۴. "ایضا در فصول المهمة مسطور است به سند صحیح که چون عبد الملک مروان متصدی امر خلافت شد و نوشت به حجّاج که زنهار از کشتن بنی عبد المطلب، بپرهیز و مرتکب قتل ایشان مشو که آل ابو سفیان بجهت ارتکاب این امر مستأصل شدند و در اندک زمان از ایشان نام و نشان نماند و باید که من بعد به آنچه امر نموده‌ام قیام نمائی ..." (حدیقه، ص۶۹۴)
در الفصول المهمه سندی برای این روایت ذکر نشده است!
" ... و عن أبی عبد اللّه الزاهد قال : لمّا ولّى عبدالملک بن مروان الخلافة کتب إلى الحجّاج بن یوسف الثقفی ..." (الفصول المهمه، ج۲، ص۸۶۳)
۱۵. "و در کتب فریقین مسطور است و از آن جمله در فصول المهمه و کشف الغمه مروی است به سند صحیح از عبد الرحمن بن الحجاج که گفت: به خدمت امام جعفر صادق علیه السّلام رفتم، آن حضرت را در مسجدی که در آن خانه بود یافتم که به دعا مشغول است ..." (حدیقه، ص۸۳۱)
در فصول المهمه و کشف الغمه روایت مرسل است: "روى أبو علیّ الأرجانی عن عبدالرحمن بن الحجّاج قال : دخلت ..." (کشف الغمه، ج۲، ص۷۵۰ و الفصول المهمه، ج۲، ص۹۳۳)

ضمنا ابوعلی مجهول است و لذا مجلسی در مرآه العقول این روایت را _که به صورت مسند در کافی آمده_ مجهول شمرده است. (مرآه العقول، ج۳، ص۳۲۹)

۱۶. "و ایضا به سند صحیح از آن حضرت مروی است که فرمود که هر که هر روز صد بار بگوید«لا اله الا اللّه الملک الحق المبین»از فقیری و پریشانی ایمن باشد و از ترس و تنهائی قبر خلاص یابد و از مال دنیا غنی و بی نیاز شود ..." (حدیقه، ص۸۱۵) 
این حدیث و روایات قبل و بعدش از کشف الغمه اخذ شده و سندش چنین است:
"و عن مالک بن أنس عن جعفر بن محمّد عن أبیه عن جدّه علی بن أبی طالب علیهم السلام قال: قال رسول الله صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: من قال فی کلّ یوم مائة مرة: لا إله إلّا الله الملک الحقّ المبین ..." (کشف الغمه، ج۲، ص۷۰۰)
۱۷. "حسن بن علی محدث و فاضل و جلیل القدر بود و در کتاب «نصوص» و دیگر کتابها از او به سند صحیح نقل شده که گفت: در حضور من مردی از پدرم پرسید عدد ائمه و اوصیا چند است؟ او فرمود که دوازده است و دست مبارک بر دوش برادرم امام محمد باقر علیه السّلام نهاده گفت: «سبعة من صلب هذا»" (حدیقه، ص۷۱۸)
مراد از نصوص همان کفایه الاثر است. سند روایت در مصدر چنین است:
"أخبرنا الحسین بن محمد بن سعید، قال حدثنی علی بن عبد الله الخدیجی (الخزاعی) [عن الحسین بن جعفر ] عن الحسین بن الحسن الفزاری الاشقر، قال حدثنی محمد بن کثیر أبو عبد الله بیاع الهروی، عن محمد بن عبیدالله الفزاری، عن الحسین بن علی ابن الحسین، قال: سأل رجل ابى علیه السلام ..."(کفایه الاثر، ج۱، ص۲۳۸)
۱۸. "... در کتاب نصوص مذکور است به سند صحیح که زید بن علی گفت که در خدمت پدر نشسته بودم که مردی برخاسته پرسید: «یا ابن رسول اللّه، هل عهد الیکم نبیّکم کم یکون بعده ائمة؟ قال: نعم اثنی عشر، عدد نقباء بنی اسرائیل»" (حدیقه، ص۷۲۲)
سند روایت چنین است:
"حدثنا علی بن الحسن، قال حدثنا محمد بن الحسین الکوفی، قال أخبرنا علی بن اسحاق القاضی اجازة أرسلها الی مع محمد ابن احمد بن سلیمان الکوفی فی سنة ثلاثة عشر وثلاثمائة، قال حدثنا عبد الله بن عمر البلوی، قال حدثنی ابراهیم بن عبیدالله ابن العلا، عن أبیه، عن زید بن علی بن الحسین علیهم السلام، قال: ..." (کفایه الاثر، ج۱، ص۲۳۸)
۱۹. "و به سند صحیح از حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام مروی است که آن حضرت از آباء کرام خود از حسین بن علی روایت نموده که در صفا درّاجی آمده بر امیر المؤمنین علیه السّلام سلام کرد و گفت: یا ولی اللّه! چهارصد سال است که ..." (حدیقه، ص۵۵۱)
مصدر این روایت کتاب روضه (ج۱، ص۱۹۹) است که در آن سندش ذکر نشده است.
البته به گونه ای متفاوت در الیقین ابن طاووس به سند زیر از اربعین ابن ابی الفوارس نقل شده است:
"أخبرنا الشیخ الإمام مجاهد الدین أبو الفتوح علی بن أحمد البغدادی بمدینة السلام قال: أخبرنا القاضی رکن الدین أبو الفضل بن محمد بن علی بدمشق قال: أخبرنا أبو نصر بن اسفندیار الحلبی قال: حدثنا داود بن سلیمان العسقلانی قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار عن علی بن محمد بن جمهور عن أبیه عن جعفر بن بشیر عن أبیه عن موسى بن جعفر الکاظم علیه السلام قال: ..."
و به صورت دیگری در الخرائج (ج۲، ص۵۶۰) نیز آمده است.
۲۰. "و ایضا در کتب مذکوره مسطور است به سند صحیح که در همان هفته که امام علیه السّلام از دنیا رفت جمعی کثیر از تجّار قم و جبال و غیرها رسیده به قاعده مستمره مال بسیار آورده بودند ..." (حدیقه، ص۹۷۴)
مراد از کتب مذکوره کمال الدین و خرائج است.
سند روایت در کمال الدین:
"حدثنا أبوالعباس أحمد بن الحسین بن عبد الله بن محمد بن مهران الآبی العروضی رضی الله عنه بمرو قال حدثنا أبو الحسین بن زید بن عبد الله البغدادی قال حدثنا أبو الحسن علی بن سنان الموصلی قال حدثنی أبی قال لماقبض سیدنا أبو محمد الحسن بن علی العسکری ع ..." (کمال الدین، ج۲، ص۲۷۶)
در خرائج هم از صدوق نقل شده است. (الخرائج، ج۳، ص1104)
۲۱. حدیث بساط: "و ایضا به اسناد صحیح از ابی جعده مروی است که در بصره حاضر شدم به مجلسی که انس بن مالک نقل این حدیث می‌نمود دیدم که مردی برخاسته گفت: یا انس و یا صاحب رسول اللّه، این برصی که در تو مشاهده می‌کنم از چیست و ..." (حدیقه، ص۵۱۷)
۲۲. "به اسناد صحیح مروی است که در حین حیات رسول خدا حبری از احبار یهود آمده گفت: یا رسول اللّه! مرا قوم من فرستاده اند که از موسی بن عمران به ما رسیده که چون نبی عربی مبعوث شد به خدمت او بروید و بگوئید که هفت شتر سرخ موی سیاه چشم از کوه مدینه بیرون آر، اگر ‌..." (حدیقه، ص۵۵۲)

اگر با دیده انصاف بنگریم آیا ممکن است این اظهارات سست که حاکی از بی اطلاعی مطلق از اوّلیّات سندشناسی است از مقدس اردبیلی باشد؟!


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی