آثار

پیشتر شواهد جالبی از نفوذ میراث صوفیه خراسان در آثار شیخ صدوق –رحمة الله علیه-ارائه کردیم. 

(نک: http://alasar.blog.ir/1396/04/04/tohid-sollami) 

اکنون دو نمونه دیگر را به آن موارد می افزاییم:

1. شیخ صدوق در خصال می نویسد: «أنواع الخوف خمسة: خوف و خشیة و وجل و رهبة و هیبة فالخوف للعاصین و الخشیة للعالمین و الوجل للمخبتین و الرهبة للعابدین و الهیبة للعارفین. أما الخوف فلأجل الذنوب قال الله عز و جل‏ وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ‏ و الخشیة لأجل رؤیة التقصیر قال الله عز و جل‏ إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ و أما الوجل فلأجل ترک الخدمة قال الله عز و جل‏ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ‏ و الرهبة لرؤیة التقصیر قال الله عز و جل‏ وَ یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً و الهیبة لأجل شهادة الحق عند کشف الأسرار أسرار العارفین قال الله عز و جل‏ وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ‏ یشیر إلى هذا المعنى. وَ رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ ص‏ أَنَّهُ کَانَ إِذَا صَلَّى سُمِعَ لِصَدْرِهِ أَزِیزٌ کَأَزِیزِ الْمِرْجَلِ‏ مِنَ الْهَیْبَةِ: حدثنا بذلک أبو محمد عبد الله‏ بن‏ حامد رفعه إلى بعض الصالحین ع‏.» (الخصال ؛ ج‏1 ؛ صص281 و 282)

2. در همان کتاب می نویسد: «الذکر مقسوم على سبعة أعضاء: اللِّسَانُ وَ الرُّوحُ وَ النَّفَسُ وَ الْعَقْلُ وَ الْمَعْرِفَةُ وَ السِّرُّ وَ الْقَلْبُ وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهَا یَحْتَاجُ إِلَى الِاسْتِقَامَةِ فَأَمَّا اسْتِقَامَةُ اللِّسَانِ فَصِدْقُ الْإِقْرَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الرُّوحِ صِدْقُ الِاسْتِغْفَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْقَلْبِ صِدْقُ الِاعْتِذَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْعَقْلِ صِدْقُ الِاعْتِبَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْمَعْرِفَةِ صِدْقُ الِافْتِخَارِ وَ اسْتِقَامَةُ السِّرِّ السُّرُورُ بِعَالَمِ الْأَسْرَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْقَلْبِ صِدْقُ الْیَقِینِ وَ مَعْرِفَةُ الْجَبَّارِ فَذِکْرُ اللِّسَانِ الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ وَ ذِکْرُ النَّفْسِ الْجَهْدُ وَ الْعَنَاءُ وَ ذِکْرُ الرُّوحِ الْخَوْفُ وَ الرَّجَاءُ وَ ذِکْرُ الْقَلْبِ الصِّدْقُ وَ الصَّفَاءُ وَ ذِکْرُ الْعَقْلِ التَّعْظِیمُ وَ الْحَیَاءُ وَ ذِکْرُ الْمَعْرِفَةِ التَّسْلِیمُ وَ الرِّضَا وَ ذِکْرُ السِّرِّ عَلَى رُؤْیَةِ اللِّقَاءِ حَدَّثَنَا بِذَلِکَ أَبُو مُحَمَّدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ‏ بْنِ‏ حَامِدٍ رَفَعَهُ إِلَى بَعْضِ الصَّالِحِینَ ع‏.» (الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص404)

بررسی سند

1. عبدالله بن حامد

هر دو متن بالا را شیخ صدوق مستقیماً از «ابومحمّد عبدالله بن حامد» گرفته است. شیخ صدوق در کتاب «فضائل الاشهر الثلاثة» روایات بسیاری از او نقل کرده و در علل الشرائع نیز پس از نقل روایتی از او تذکّر می دهد که کامل آن را در کتاب النبوّة آورده است. (علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص43) هر چند کتاب النبوة باقی نمانده امّا بسیاری از روایات آن با واسطه کتاب «قصص الانبیاء» به دست ما رسیده است. در قصص الانبیاء، مطالب زیادی از شیخ صدوق از عبدالله بن حامد روایت شده است. 

همه روایات صدوق از ابن حامد–بدون استثناء- سند عامی دارند؛ به همین دلیل است که محمّدتقی شوشتری عامّی بودن او را استظهار کرده است. (قاموس الرجال ؛ ج‏6 ؛ ص308) این برداشت درست است؛ زیرا این شخص کسی نیست جز دانشمند مشهور اهل سنّت؛ «عبدالله بن حامد الاصبهانی» که سمعانی درباره او می نویسد:

«... الماهانی‏ ... هذه النسبة إلى ماهان ... و هم جماعة، منهم أبو محمد عبد اللَّه‏ بن‏ حامد بن محمد بن عبد اللَّه بن على بن رستم‏ ابن ماهان الفقیه الماهانی الأصبهانی الواعظ، من أهل نیسابور، و کان [أبوه] من أعیان التجار من الأصبهانیین نزل نیسابور، و أبو محمد ولد بنیسابور و تفقه عند أبى الحسن البیهقی، ثم خرج إلى أبى على بن أبى هریرة، و تعلم الکلام من أبى على الثقفی و أعیان الشیوخ، و سمع بنیسابور أبا حامد بن الشرقی و مکی بن عبدان و أقرانهما، و بالعراق أبا بکر المطیری و أقرانه، و خرج من نیسابور فی طلب العلم مع الشیخ أبى بکر محمد بن إسحاق متوجها إلى غزاة الروم، ثم دخل بغداد و ذلک فی سنة أربع و ثلاثین، و انصرف إلینا آخر سنة سبع و ثلاثین و عقد له مجلس الدرس، ثم جلس للوعظ بعد ذلک سنین، و توفى فی جمادى الأولى سنة تسع و ثمانین و ثلاثمائة و هو ابن ثلاث و ثمانین سنة، و اشتهر و صلى علیه الفقیه أبو بکر بن فورک، و دفن فی مقبرة باب معمر.» (الأنساب للسمعانی ؛ ج‏12 ؛ صص61 و 62)

او بر مذهب شافعی بوده است. (نک: اللباب فی تهذیب الأنساب ؛ ج‏3 ؛ ص157-  طبقات الشافعیة الکبرى ؛ ج‏3 ؛ صص306 و 307- مناقب الإمام الشافعی و طبقات أصحابه ؛ ص301)

او همچنین سفری به بخارا داشته و در آن دیار از "ابوصالح خلف بن محمد بن اسماعیل الخیام البخاری" و "أبو نصر أحمد بن محمد بن یزید بن عبد الرحمن البخاری" اخذ حدیث نموده است. (نک: علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص43_ معانی الاخبار، ص۴۷)

دلیل بر اتّحاد استاد شیخ صدوق با عبدالله بن حامد اصفهانی، علاوه بر یگانگی نام، نسب، کنیه و عصر، اشتراک مشایخ است:

1. مکّی بن عبدان (فضائل الأشهر الثلاثة، صص140-143)

او یکی از مهمّ ترین اساتید عبدالله بن حامد اصفهانی است. (به عنوان نمونه نک: اسباب النزول للواحدی، ص366- حلیة الأولیاء ؛ ج‏6 ؛ ص349- معرفة الصحابة ؛ ج‏3 ؛ ص442- الکشف و البیان، ج6، صص201-229 و ...)

2. أَبُو بَکْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ (الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص454-قصص الانبیاء، صص293 و295)

در قصص الانبیاء (ص295) «محمّد بن جعفر الطبرانی» و در إثبات الهداة (ج‏1 ؛ ص403) «محمّد بن جعفر الطبری» ثبت شده و هر دو تصحیف است. صحیح آن «ابوبکر محمّد بن جعفر المطیری» است. (نک: تاریخ مدینة دمشق، ج25، ص247- اسباب النزول، ص103- التدوین فی أخبار قزوین ؛ ج‏2 ؛ ص437 و ج‏3 ؛ ص96- الکشف و البیان، ج1، ص107 و124 و ...)

3. أَبُو عَلِیِّ حَامِد بْن مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الرفاءُ الْهَرَوِیُّ (قصص الأنبیاء ؛ ص297- فضائل الأشهر الثلاثة، صص129و140 و143)

رجوع کنید به الکشف و البیان، ج1، صص79 و 113و120 و ج5، ص114 و ج6، ص183 و 206و 208 و ...

4. إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدٍ بن عبدالله (فضائل الأشهر الثلاثة، صص131 و 144)

همان «إبراهیم بن محمّد بن عبد الله البغدادی» است. (نک: الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج‏8، ص: 241)

5. مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الزَّعْفَرَانِیُّ که ابن حامد در واسط از او اخذ حدیث کرده است. (فضائل الأشهر الثلاثة، ص142)

رجوع کنید به الکشف و البیان، ج6، ص214 و ج8، ص330- تاریخ مدینة دمشق ؛ ج‏16 ؛ ص422 و ...

6. مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ (قصص الأنبیاء، ص 298)

کنیه او ابوالعباس است. (نک: اسباب النزول، ص14-  الکشف و البیان، ج6، ص224 و 228 و ...- معالم التنزیل، ج1، ص290)

ضمناً در «فضائل الاشهر الثلاثة» آمده است: «حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ حَامِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ یَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنَا نَحِیبُ‏ بْنُ‏ أَبِی‏ طَالِبٍ‏ قَالَ أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَهَّابِ بْنُ عَطَاءٍ قَال ‏... »(فضائل الأشهر الثلاثة ؛ ص142)

در این سند، «حسن بن یعقوب» مصحّفِ «محمد بن یعقوب» و «نحیب بن ابی طالب» تصحیف شده ی «یحیی بن ابی طالب» است. (نک: الکشف و البیان، ج6، ص233 و ج9 ، ص311- تفسیر ابن کثیر، ج5، ص19 و ...)

7. أَبُو نَصْرٍ مُحَمَّد بْن حَمْدَوَیْهِ المطرعی (قصص الأنبیاء ؛ ص296)

رجوع کنید به الکشف و البیان، ج1،ص119 و ج10، ص103) ظاهراً «المطرعی» تصحیف است و احتمالاً درستش «المروزی» باشد.

8. أَحْمَدُ بْن مُحَمَّدِ بْنُ الْحَسَنِ (قصص الأنبیاء؛ ص28)

همان «حافظ ابوحامد بن الشرقی» است. (نک: اسباب النزول، ص12 و 195و253 – أسد الغابة ؛ ج‏2 ؛ ص20- الکشف و البیان،9، ص270 و ...)

9. ابوعلیّ اسماعیل بن سعدان الشیرازی (الفارسی)

در قصص الانبیاء آمده است: 

وَ عَنِ ابْنِ بَابَوَیْهِ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنِ حَامِدٍ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ‏ بْنِ‏ سَعِیدٍ ... (قصص الأنبیاء ؛ ص310)

وَ عَنِ ابْنِ حَامِدٍ عَنْ ابْنِ سَعْدَانَ‏ الشِّیرَازِی ... (قصص الأنبیاء ؛ ص311)

«اسماعیل بن سعید» تصحیف شده ی «اسماعیل بن سعدان» است. عبدالله بن حامد اصفهانی از او روایت می کرده است. (نک: الکشف و البیان،ج9، ص96- أسد الغابة، ج‏2، ص459) 

2. رفع سند به یکی از صالحان

صدوق درباره هر دو متن می نویسد: «حدثنا بذلک أبو محمد عبد الله‏ بن‏ حامد رفعه إلى بعض الصالحین ع» سند ابن حامد تا «بعض الصالحین» معلوم نیست. در عرف شیعه گاهی از امامان معصوم با عنوان «الصالحین» یاد می شود؛ به همین دلیل این دو متن را روایت معصوم پنداشته اند؛ امّا با توجّه به محتوای دو متن و فضای کلّی روایات ابن حامد،  به احتمال زیاد مراد از «بعض الصالحین» یکی از صوفیان اهل سنّت است. افزودن علامت اختصاری "ع" می تواند ناشی از برداشت اشتباه ناسخان باشد

مجلسی اوّل می نویسد: «و روى المصنف بإسناده إلى بعض الصالحین علیهم السلام -و هو فی مصباح الشریعة المنسوب إلى الصادق علیه السلام- أن الذکر مقسوم على سبعة أعضاء .... و ذکر السر على رؤیة اللقاء. و علیک بکتاب مصباح الشریعة رواه الشهید الثانی رضی الله عنه بأسانیده عن الصادق علیه السلام و متنه یدل على صحته.» (روضة المتقین ؛ ج‏13 ؛ ص201)

این اظهار نظر از مجلسی اوّل عجیب است؛ زیرا اوّلاً در مصباح الشریعة چنین روایتی نیست و ثانیاً سندی تا مصباح الشریعة وجود ندارد و ثالثاً متن مصباح الشریعة گواه قطعی بر جعلی بودن آن است نه صحّتش! قبلاً در این باره به تفصیل بحث شده است.

(نک: https://t.me/zecra/16)

به هر حال تعجّبی ندارد که ابن حامد سنّی که استاد ثعلبی صوفی بوده، در فضای صوفیانه نیشابور چنین مطالبی را روایت کند.

زبان متن

در این که زبان هر دو متن کاملاً صوفیانه است شکّی نیست. تقسیم انواع خوف و ذکر و بیان درجات آن به حسب مقامات افراد و تعریف هر یک و نیز کاربرد ویژه اصطلاحات و مفاهیمی چون «عارف» (الهیبة للعارفین/ أسرار العارفین) ، «خدمت» (ترک الخدمة) ، «شهود حقّ» (شهادة الحق عند کشف الأسرار/رؤیة اللقاء) ، «سرّ» ، «استقامت» ، «صدق» ، «عالم الاسرار» و ... همگی از خصوصیّات زبان عرفانی شرقی است. یا مثلا تعبیر "رویه التقصیر" در کتب صوفیه بارها به کار رفته و نمونه های متعدّدی برایش یافت می شود؛ ولی به جز مصباح الشریعه _که مجموعه ای تحریف شده از کلمات صوفیه است_ در روایت دیگری یافت نشد.

به عبارات زیر از کتب صوفیه و شباهت آنها با متن صدوق توجّه کنید:

«الاستقامة بالنظر إلى محالها خمسة أنواع: استقامة اللسان، و استقامة القلب، و استقامة النفس، و استقامة الروح، و استقامة السر، فالأولى بالنطق بالحکمة، و الثانیة بصدق الهمة، و الثالثة بحسن الخدمة، و الرابعة بتعظیم الحرمة، و الخامسة بالإشتغال بالمنعم دون النعمة.» (نک: نتائج الأفکار القدسیة فی بیان معانی شرح الرسالة القشیریة ؛ ج‏3 ؛ ص226)

«و قیل: الخوف للمذنبین، و الرهبة للعابدین، و الخشیة للعالمین، و الوجل للمحبین، و الهیبة للعارفین‏.» (حدائق الحقائق ؛ ص75)

در متن صدوق آمده بود: "الوجل للمخبتین" که ظاهرا تصحیف "الوجل للمحبّین" است.

«و سئل رضی اللّه عنه عن الخوف فقال: الخوف على أنواع و الخوف للمذنبین و الرهبة للعابدین ثم الخشیة للعالمین و الوجل للمحبین و الهیبة للعارفین‏ فخوف المذنبین من العقوبات و خوف العابدین من ثواب العبادات و خوف العالمین من الشرک الخفی فی الطاعات و خوف المحبین فوات اللقاء و خوف العارفین الهیبة و التعظیم و هو أشد الخوف ...» (سر الأسرار و مظهر الأنوار فیما یحتاج إلیه الأبرار ؛ ص295)

«سمعت الأستاذ أبا على الدقاق، رحمه اللّه، یقول: الخوف على مراتب: الخوف، و الخشیة، و الهیبة. فالخوف من شرط الإیمان و قضیته ... و الخشیة من شرط العلم، قال اللّه تعالى: «إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» و الهیبة من شرط المعرفة، قال اللّه تعالى: «وَ یُحَذِّرُکُمُ‏ اللَّهُ‏ نَفْسَهُ‏» ...» (الرسالة القشیریة، ص213)

[تقریباََ همه مطالب با استفاده از نرم افزارهای شرکت نور؛ مانند جامع الاحادیث، عرفان۳، جامع التفاسیر و ... استخراج شده است.]


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی