آثار

بررسی یک روایت عرفانی مشهور

دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۳ ق.ظ

بسیار شنیده ایم که «حضرت امام جعفر صادق- علیه السّلام- را در حین نماز، حالتى روى مى‏ داد که: بیهوش بر روى زمین مى‏ افتاد و از سبب آن سؤال کردند فرمود: این آیه را در دل خود مکرّر کردم تا از گوینده‏ آن، آن را شنیدم‏. پس چشم من تاب مشاهده آن را نیاورد» (معراج السعادة ؛ نشر هجرت؛ ص849)

قاضی سعید قمی این روایت را اسرار العبادات و حقیقة الصلوة (دانشگاه تهران، ص61) به همراه تعیین آیه ای که امام می خواند و نیز در شرح الاربعین (نشر میراث مکتوب، صص79 و 80) به همراه تأویل سهروردی در عوارف المعارف، نقل کرده است. البته قاضی سعید تعیین آیه را تنها به عنوان یک قول، بدون ذکر گوینده و دلیل و مأخذش آورده است؛ چنان که اصل روایت را نیز بدون سند ذکر کرده است.

اکنون سؤال این جا است که این روایت از کجا پیدا شده و سندش چیست؟

محمد حسین طهرانی مشهور به علّامه در کتاب الله شناسى (نشر علامه طباطبایی ؛ ج‏1 ؛ صص313 -318 ) پس از نقل این روایت از فیض کاشانی و میرزاجواد ملکی تبریزی از فلاح السائل، بابی گشوده با این عنوان: «طرق عدیده از خاصّه و عامّه در خبر صادقى: مَا زِلْتُ أُکَرِّرُهَا حَتَّى‏ سَمِعْتُ‏ مِنْ قَائِلِهَا» طرقی که در این باب ذکر کرده عبارت اند از: «روایت مرحوم مجلسی از فلاح السائل، اصطلاحات عبدالرزاق کاشانی، احیاء العلوم غزالی، کشف الغایات در شرح یکی از کتب ابن عربی از مؤلفی مجهول، عوارف المعارف سهروردی.» !!

پیدا است که ایشان معنای «طریق» را نمی داند!! آن چه ایشان به عنوان «طرق عدیده از خاصه و عامه» آورده، در حقیقت تکرار یک روایت مرسل در چند کتاب است که هر یک از دیگری گرفته است، بدون ارائه هیچ سندی! ضمن این که قدیم ترین این مصادر متعلق به قرن پنجم است و بقیه نیز متأخر و برخی معاصرند. بنابراین آن چه ایشان گرد آورده، کم ترین اعتبار و اطمینانی ایجاد نمی کند، چه رسد که آن را «طرق عدیده از خاصه و عامه» بنامیم!

قدیم ترین کتابی که این روایت را در آن یافتم، کتاب «قوت القلوب فی معاملة المحبوب» اثر ابوطالب مکّی (متوفی386) است: 

«قال جعفر بن محمد الصادق: و اللّه لقد تجلّى اللّه عزّ و جلّ لخلقه فی کلامه و لکن لا یبصرون. و قال أیضا: و قد سألوه عن شی‏ء لحقه فی الصلاة حتى خرّ مغشیا علیه فلما سری عنه قیل له فی ذلک فقال: ما زلت‏ أردد الآیة على قلبی حتى سمعتها من المتکلم بها فلم یثبت جسمی لمعاینة قدرته تعالى.» (قوت القلوب فى معاملة المحبوب ؛ دار الکتب العلمیة ؛ ج‏1 ؛ ص89) 

ابوطالب مکی از صوفیه عامه در قرن چهارم است و نقل او اعتباری ندارد، خصوصاً که بدون سند باشد؛ پس از او در کتب صوفیه این روایت بدون ذکر سند تکرار شده است:

1. إحیاء علوم الدین ؛ ج‏3 ؛ ص522 

2. عوارف المعارف ؛ ج‏1 ؛ ص34 

3. الجوهرة المضیئة فى سلوک الطالب و نصح البریة ؛ ج‏1 ؛ ص34 

4. کشف ‏الغایات فی شرح التجلیات الإلهیة ؛ صص43 و 169 

5. تأویلات عبد الرزاق؛ ج‏1 ؛ ص6 

6. الکواکب الزاهرة ؛ ص390 

7. نتائج الأفکار القدسیة فی بیان معانی شرح الرسالة القشیریة ؛ ج‏2 ؛ صص69و70 

8. تقسیم الخواطر ؛ ص201 

9. اصطلاحات الصوفیة ؛ ص76 

10. لطائف الأعلام فى إشارات أهل الإلهام ؛ ج‏2 ؛ ص652 

11. خصوص النعم فى شرح فصوص الحکم ؛ ص712 

12. المکتوبات للسرهندى ؛ ج‏2 ؛ صص370 و 418 

13. ترجمه و شرح میبدى بر دیوان امام على(ع) ؛ ص147 

14. مواهب علیه ؛ ص1171 

و ...

شاید نخستین و موجّه ترین کتاب شیعی که این روایت را نقل کرده است، فلاح السائل اثر سید علی بن طاوس (متوفی664) است. او می نویسد:

«فَقَدْ رُوِیَ‏ أَنَّ مَوْلَانَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ ع کَانَ یَتْلُو الْقُرْآنَ فِی صَلَاتِهِ فَغُشِیَ‏ عَلَیْهِ‏ فَلَمَّا أَفَاقَ سُئِلَ مَا الَّذِی أَوْجَبَ مَا انْتَهَتْ حَالُکَ إِلَیْهِ فَقَالَ مَا مَعْنَاهُ مَا زِلْتُ أُکَرِّرُ آیَاتِ الْقُرْآنِ حَتَّى بَلَغْتُ إِلَى حَالٍ‏ کَأَنَّنِی سَمِعْتُ مُشَافَهَةً مِمَّنْ أَنْزَلَهَا عَلَى الْمُکَاشَفَةِ وَ الْعِیَانِ فلم تقم القوة البشریة بمکاشفة الجلالة الإلهیة.» (فلاح السائل و نجاح المسائل ؛ ص107)

درباره نقل سید بن طاوس چند نکته در خور توجّه است:

1. ایشان هیچ گونه سندی برای نقل خود ارائه نکرده است.

2. به تصریح خود، روایت را نقل به معنا کرده است و این نشان می دهد که یا اساساً آن را بر اساس مسموعات خود نقل کرده و یا در کتابی خوانده که اکنون پیش روی او حاضر نیست و احتمالاً نشانی آن را هم به خاطر ندارد.

3. به طور کلّی در مواجهه با آثار سید علی بن طاوس باید توجه داشت که دایره نقل سید بن طاوس گسترده است؛ ایشان به کتب متعددی از مذاهب و فرق مختلف دسترسی داشته و از آن نقل کرده است. بسیاری از این نقلها به صورت وجاده ای و حتی گاه بدون شناخت مؤلف است؛ در گزینش اسناد و تمییز طرق معتبر از غیر معتبر، حساس نیست و به همین دلیل مضامین متفرد، شاذ و ناصحیح در روایات او بیشتر یافت می شود. 

4. گرایش ابن طاوس به تعالیم عرفانی قابل انکار نیست. 

با توجه به این موارد نمی توان نقل ابن طاوس را سند مستقلی به شمار آورد، بلکه به نظر می رسد ایشان همان روایت متداول در بین صوفیه را نقل به معنا کرده است.

روایت فلاح السائل به کتب متأخر مانند بحار الأنوار (ج‏47 ؛ ص58 و ج‏81 ؛ ص247) و مستدرک الوسائل (ج‏4 ؛ ص106) وارد شده است.

پس از او ابن میثم بحرانی در شرح نهج البلاغة (نشر حبیب، ص135) مشابه عبارات «قوت القلوب» را بدون ذکر سند آورده است. تألیف این کتاب در سال 677 به پایان رسیده است. (الذریعة ؛ ج‏14 ؛ ص149)

پس از او سید حیدر آملی صوفی، مشابه عبارات ابوطالب مکّی را نقل کرده است. (تفسیر المحیط الأعظم ؛ ج‏2 ؛ صص339 و 340 - همچنین: تفسیر المحیط الأعظم، ج‏4، ص 160 - أنوار الحقیقة و أطوار الطریقة و أسرار الشریعة، ص582)

سپس این حکایت در میان جمعی از متأخرین شیعه که گرایش آشکاری به تصوّف داشتند، رواج یافت مانند: شیخ بهائی (مفتاح الفلاح ؛ ص371 - کشکول بهایى ؛ ج‏3 ؛ صص120 و 444 ) ؛ مجلسی اوّل (روضة المتقین ؛ ج‏13 ؛ ص120 به نقل از عامه) ؛ ملاصدرا (مفاتیح الغیب ؛ ص67) ؛ فیض کاشانی (الحقائق فى محاسن الاخلاق ؛ ص223 - مجموعه رسائل فیض ؛ ج3 ؛ الکلمات ‏المخزونة ؛ ص104 - تفسیر الصافی ؛ ج‏1 ؛ ص73 - المحجة البیضاء ؛ ج‏1 ؛ ص352) ؛ قاضی سعید قمی؛ ملاهادی سبزواری (شرح الأسماء الحسنى ؛ ص540) و دیگران که همگی این روایت را بدون سند نقل کرده و بعضاً جزئیاتی نیز به آن افزوده اند مثل تعیین آیه ای که امام می خواند.

خلاصه آن که

1. این روایت ظاهراً هیچ سندی ندارد و قدیم ترین مصدری که برایش یافتم قوت القلوب اثر صوفی قرن چهارم، ابوطالب مکی است.

2. این روایت بین صوفیه متداول بوده و از آن جا به کتب نویسندگان شیعی که تمایلات عرفانی داشته اند وارد شده است.

3. با توجه به آن که صوفیه روایات بسیاری جعل کرده و به امام صادق ع نسبت داده اند، متفرّدات آنان قابل اعتماد نیست. علاوه بر دروغگویی صوفیه، به این نکته نیز باید توجه شود که شیعیان و اصحاب نزدیک ائمه (ع) در نقل احوال امامان خویش نسبت به صوفیان اولویت دارند. 

4. متن آن با مضامین صوفیانه تناسب دارد و ممکن است با روایت زیر که شیخ کلینی تحت عنوان «بَابٌ فِیمَنْ یُظْهِرُ الْغَشْیَةَ عِنْدَ قِرَاءَةِ الْقُرْآن» نقل کرده است، ‏معارض بنماید: 

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ إِسْحَاقَ الضَّبِّیِّ عَنْ أَبِی عِمْرَانَ الْأَرْمَنِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ إِنَّ قَوْماً إِذَا ذَکَرُوا شَیْئاً مِنَ الْقُرْآنِ أَوْ حُدِّثُوا بِهِ صَعِقَ أَحَدُهُمْ حَتَّى‏ یُرَى أَنَّ أَحَدَهُمْ لَوْ قُطِعَتْ یَدَاهُ أَوْ رِجْلَاهُ لَمْ یَشْعُرْ بِذَلِکَ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ ذَاکَ مِنَ الشَّیْطَانِ مَا بِهَذَا نُعِتُوا إِنَّمَا هُوَ اللِّینُ وَ الرِّقَّةُ وَ الدَّمْعَةُ وَ الْوَجَلُ. أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ أَبِی عِمْرَانَ الْأَرْمَنِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع‏ مِثْلَهُ. (الکافی ؛ دار الکتب الإسلامیة ؛ ج‏2 ؛ ص616)

نتیجه آن که این روایت -گر چه در اثر استیلای فرهنگ تصوف و عرفان در بین متأخرین مشهور شده است- سند قابل اعتنایی ندارد؛ متن آن مشکوک است و در مجموع قابل اعتماد نمی باشد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی