آثار

بررسی حدیثی کاملاً باطنی و غالیانه در کتاب التمحیص

چهارشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۴۹ ب.ظ

گفتیم علاوه بر گزارشهای بیرونی، شواهد متنی نیز نشان می دهد مؤلف تحف العقول، التمحیص و حقائق اسرار الدّین، یک نفر یعنی همان حسن بن شعبة است. از این میان، کتاب حقائق اسرار الدّین در اظهار غلوّ و بیان کفریات نصیریه کاملاً صریح و بی پرده است؛ امّا تحف العقول و التمحیص سبک متفاوتی دارد و در آن ابراز عقاید نصیریه کمتر دیده می شود. با این حال شواهدی از متن تحف العقول ارائه شد که ارتباط آن را با نصیریه ثابت می کرد.

آیا در کتاب التمحیص نیز چنین شواهدی وجود دارد؟ پاسخ مثبت است. در این کتاب حدیثی روایت شده است که کاملاً غالیانه و باطنی است و ماحصل آن چیزی جز اباحی گری و بابیّت نیست:

«عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ افْتَرَضْتُ عَلَى عِبَادِی عَشَرَةَ فَرَائِضَ إِذَا عَرَفُوهَا أَسْکَنْتُهُمْ مَلَکُوتِی وَ أَبَحْتُهُمْ جِنَانِی: أَوَّلُهَا مَعْرِفَتِی وَ الثَّانِیَةُ مَعْرِفَةُ رَسُولِی إِلَى خَلْقِی وَ الْإِقْرَارُ بِهِ وَ التَّصْدِیقُ لَهُ وَ الثَّالِثَةُ مَعْرِفَةُ أَوْلِیَائِی وَ أَنَّهُمُ الْحُجَجُ عَلَى خَلْقِی مَنْ وَالاهُمْ فَقَدْ وَالانِی وَ مَنْ عَادَاهُمْ فَقَدْ عَادَانِی وَ هُمُ الْعَلَمُ فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَ خَلْقِی وَ مَنْ أَنْکَرَهُمْ أَصْلَیْتُهُ [أَدْخَلْتُهُ‏] نَارِی وَ ضَاعَفْتُ عَلَیْهِ عَذَابِی وَ الرَّابِعَةُ مَعْرِفَةُ الْأَشْخَاصِ الَّذِینَ أُقِیمُوا مِنْ ضِیَاءِ قُدْسِی وَ هُمْ قُوَّامُ قِسْطِی وَ الْخَامِسَةُ مَعْرِفَةُ الْقُوَّامِ بِفَضْلِهِمْ وَ التَّصْدِیقُ لَهُمْ وَ السَّادِسَةُ مَعْرِفَةُ عَدُوِّی إِبْلِیسَ وَ مَا کَانَ مِنْ ذَاتِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ السَّابِعَةُ قَبُولُ أَمْرِی وَ التَّصْدِیقُ لِرُسُلِی وَ الثَّامِنَةُ کِتْمَانُ سِرِّی وَ سِرِّ أَوْلِیَائِی وَ التَّاسِعَةُ تَعْظِیمُ أَهْلِ صَفْوَتِی وَ الْقَبُولُ عَنْهُمْ وَ الرَّدُّ إِلَیْهِمْ فِیمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ حَتَّى یَخْرُجَ الشَّرْحُ‏ مِنْهُمْ وَ الْعَاشِرَةُ أَنْ یَکُونَ هُوَ وَ أَخُوهُ فِی الدِّینِ شَرَعاً سَوَاءً فَإِذَا کَانُوا کَذَلِکَ أَدْخَلْتُهُمْ مَلَکُوتِی وَ آمَنْتُهُمْ مِنَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ وَ کَانُوا عِنْدِی‏ فِی عِلِّیِّینَ.» (التمحیص ؛ ص69 ؛ مدرسة الامام المهدی ؛ چاپ اوّل)

پیش از جستجوی این حدیث در منابع نصیریه لعنهم الله-، لازم است قرائن ارتباط آن را با این فرقه انحرافی ذکر کنم:

1. نقل از مفضّل که مهمّترین احادیث غلات به او نسبت داده می شود.

2. حصر فرائض در شناخت های ده گانه!

3. وجوب شناخت مراتب و مقاماتی غیر از انبیاء و اوصیاء و در حقیقت بابی گری که کاملاً با کلام شیعه و روایات اصیل امامیه مخالف است.

4. تعبیر «مَعْرِفَةُ الْأَشْخَاصِ الَّذِینَ أُقِیمُوا مِنْ ضِیَاءِ قُدْسِی» که تعبیری است کاملاً نصیری و هیچ شباهتی به ادبیات امامیه ندارد. به عنوان نمونه به سخنان شیخ حسین احمد لعنه الله- که از مشایخ نصیریه است دقّت کنید:

«... فالصلاة هی صورة ظاهرة تعبّر عن أشخاصٍ علویةٍ و مقاماتٍ نوریةٍ مشرقةٍ فی ضیاء القدس، فأما صورتها الظاهرة هی القراءة والرکوع والسجود والتکبیر وما بین ذلک من التهلیل والتحمید والتسبیح » (الوصیة الموسومة بدرّة الصَّفَد فی ترک البغی والحسد، ص22)

«... و الصلاة لها أوقات معینة فمن أتى بها فی اوقاتها فلا باس علیه و تلک إشارة معرفة أشخاصها و قوانین رکعاتها و معرفة ما دلت علیه الأوقات من الأشخاص المقیمة بضیاء القدس و الأنوار المجردة عن التراکیب و الله اعلم.» (دریاق العلیل، ص12)

«... فالظاهر من الصیام هو ترک الشراب والطعام مدة أیام شهر رمضان و تلک صورته الظاهرة و باطنه هو معرفة ما دلت علیه أیام الشهر و لیالیه من الأشخاص النوریة المقیمة بضیاء القدس  ...» (دریاق العلیل ، ص14)

 «... و أن یکون ذلک نثراً و نظماً لکی یبتهل بها الداعی المتضرع بسرائر أشخاصها المقیمة بضیاء القدس ...» (مجمَع الابتهالات و ظرف الساعات، ص1)

«... و یصومون الشهر ظاهراً بعد معرفته باطناً و هو الإمساک عما سوى الله تعالى و الإقرار له فی وجوده و اصانة سره و معرفة المقام الوجودی الذی دلّ علیه الشهر و عرفان ما دلَّت علیه أیامه و لیالیه من المقامات القدسیة المقیمین بضیاء القدس ...» (رسالة الزَّبدة الرابیة فی بیان معرفة التقیة، ص12)

«... و معرفة المقام الوجودی الذی دلّ علیه الشهر و معرفة ما دلَّت علیه أیامه ولیالیه من المقامات القدسیة الذین أقاموا فی ضیاء القدس ...» (رسالة تذکرة المریدین فی شرف الأبوّة وصحة الدِّین، ص43)

«... و باطنه معرفة شخص العقل و کتمان سره مع عرفان الأشخاص العلویة المقیمة بضیاء القدس ...» (الفوائد الأحمدیة، ص46)

5. تعبیر «مَعْرِفَةُ عَدُوِّی إِبْلِیسَ وَ مَا کَانَ مِنْ ذَاتِهِ وَ أَعْوَانِهِ»

6. تأکید بر تقیه، کتمان سرّ، حقوق اخوان و مواسات و مساوات در ردیف عقاید اصلی و با این تعابیر. البته شکّ نداریم که تقیه و مواسات در اصل از تعالیم حقّه شیعه است؛ امّا تأکید افراطی بر این دو آن هم به این صورت و با این سیاق از ویژگی های غلات است؛ چنان که بر آشنایان با آثار غلات پوشیده نیست.

ممکن است اهمّیّت برخی از این قرائن بر بسیاری از افراد پوشیده باشد؛ آیا دلیل روشن تری بر نصیری بودن این حدیث در دست است؟

دلیل روشن تر آن است که این حدیث در هیچ یک از مصادر اصیل امامیه -اعلی الله کلمتهم- یافت نمی شود؛ امّا با اندک اختلاف در کتب غالیان نصیری -خذلهم الله- روایت شده است.

میمون طبرانی -لعنه الله- در «کتاب المعارف و تحفة لکلّ عارف» در میان چند حدیث جعلی مشابه، با واسطه چند تن از غلات سرشناس، روایت کرده است:

«و حدثنا علی بن عمر القزوینی قال حدثنی جعفر بن محمد بن مالک الکوفی عن محمد بن عبد الله بن مهران عن المفضل بن عمر عن أبی عبد الله على ذکره السلام أنه قال: جاءت عن الله عشر خصال من أقر بها دخل الملکوت: الأولى: معرفة الله بجمیع ظهوراته .الثانیة: معرفة الولی و الاقرار له بالعبودیة .الثالثة: معرفة ولی الولی .الرابعة: معرفة إبلیس فیما کان من ذاته .الخامسة: معرفة قوام القسط .السادسة: معرفة الأشخاص الذین أقیموا فی ضیاء القدس .السابعة: قبوله لعلم الله و التصدیق برسله .الثامنة: تعظیم أهل معرفته .التاسعة: أن تکون أنت و أخوک فی الدین و الدنیا شرعا واحدا. العاشرة: کتمان سر الله و الستر على أولیائه.» (المعارف و تحفة لکل عارف، ص7)

هم چنین شیخ حسین احمد لعنه الله- از یکی از اسلاف خود چنین حکایت کرده است:

«... ثم قال قدس الله روحه: و أما المستقر فهو مقام أهل الإیمان فی العالَمین و التصدیق فی الرؤیتین و له عشر خصالٍ جاءت من الله تعالى فمَن أقر بهنّ دخل الملکوت، الأولى منها معرفة الله فی جمیع ظهوراته، الثانیة معرفة الولی الثالثة معرفة ولی الولی، الرابعة معرفة إبلیس مما کانت بدایته، الخامسة معرفة قوام القسط، السادسة معرفة الأشخاص الذین أقیموا فی ضیاء القدس، السابعة قبوله لعلم الله تعالى وتصدیقه لرسله، الثامنة تعظیم أهل معرفته، التاسعة أن یکون هو و أخوه فی الدِّین و الدنیا شرع واحد، العاشرة کتمان سر الله تعالى و ستره إلا عن أهله. فهذه الخصال ترفع من کملت فیه من کون الحس إلى عالم القدس إذا عرفها معرفةً عن یقینٍ و عمل بها عمل الراغبین و استمکنها غایة التمکین و هو من الآمنین الفائزین الذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون ...» (رسالة تذکرة المریدین، ص93)

با این حساب هیچ گونه شکّی نیست که حدیث موجود در التمحیص از جعلیّات غالیان نصیری است که متأسفانه به منابع متأخر امامیه مانند بحار الانوار نفوذ کرده است. این گونه اکاذیب وارداتی بهترین دستاویزِ شیخیه، صوفیه و دیگر مذاهب مبتنی بر «بابیت» است؛ زیرا اصول فکری و اهداف غالیان با خطوط کلّی این فرقِ گمراه یکسان است. «کَذلِکَ قالَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ.» (البقرة،118)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی