آثار

در بخش الحاقی حدیقة الشیعة آمده است:

«... و دیگر بدان که این چند گروه که شمردیم و ذکر اندکى از عقاید ایشان کردیم و فرقه‏ هاى دیگر که نام نبردیم، مانند نوربخشیه و نقشبندیه و برزخیه و غیر ایشان، همه به ظاهر سنى فاجرند و اکثر در باطن بد اعتقاد و کافر؛ اگر مسلم داریم که سنّى مسلمان است و الّا خواهیم گفت که همه به ظاهر و باطن کافرند ...» (حدیقة الشیعة ؛ ج‏2 ؛ ص796)

گویا جاعل حدیقة الشیعة توجّه نداشته است که این جملات به هیچ وجه با فتاوای مقدّس اردبیلی سازگار نیست زیرا او نه تنها، سنّیان را بدون هیچ تردیدی، مسلمان می داند؛ بلکه در احکام آنان از بیشتر فقهاء سهل گیرتر و از جهتی سخت گیرتر- است؛ مثلاً غیبت آنان را جایز نمی داند:

«... و الظّاهر أنّ عموم أدلّة تحریم الغیبة من الکتاب و السّنّة یشمل المؤمنین و غیرهم، فإنّ قوله تعالى: وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً إمّا للمکلّفین کلّهم، أو‌ المسلمین فقط، لجواز غیبة الکافر و لقوله تعالی بعده: لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً و کذا الأخبار فإنّ أکثرها بلفظ النّاس أو المسلم.  ... و بالجملة: عموم أدلّة الغیبة و خصوص ذکر المسلم یدلّ على التّحریم مطلقا، و أنّ عرض المسلم کدمه و ماله، فکما لا یجوز أخذ مال المخالف و قتله لا یجوز تناول عرضه الّذی هو الغیبة، و ذلک لا یدلّ على کونه مقبولا عند اللّه، کعدم جواز أخذ ماله و قتله کما فی الکافر. و لا یدلّ جواز لعنه بنصّ، على جواز الغیبة مع تلک الأدلّة بأن یقول: إنّه طویل، أو قصیر، و أعمى، و أجذم، و أبرص، و غیر ذلک، و هو ظاهر. و أظنّ أنی رأیت فی قواعد الشهید ره أنّه یجوز غیبة المخالف من حیث مذهبه و دینه الباطل و کونه فاسقا من تلک الجهة لا غیر، مثل أن یقال: أعمى، و نحوه اللّه یعلم، و لا شک أنّ الاجتناب أحوط.» (مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان، ج‌8، ص 76)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی