ظهور امیرالمؤمنین در ادوار پیشین؛ بررسی موردی: داستان فرعون و فارِس
بسم الله الرحمن الرحیم
علی عادل زاده
یکی از انگارههای غالیانه درباره امیرالمؤمنین (ع)، ظهور ایشان در امم پیشین به صورتهای مختلف است. داستانهای زیادی در این باره شکل گرفته که بازگشت آنها به خداانگاریِ امیرالمؤمنین (ع) و نگاه تناسخی و ادواری به عالم است. این داستانها یا در کتب غلات نقل شده یا در کتبی که واسطه انتقالِ روایاتِ غلات به منابعِ شیعه بودهاند. مثلاً مشارق أنوار الیقین رجب برسی، تعدادی از این داستانها را در خود جای داده است.
یکی از این داستانها چنین است:
موسی و هارون وارد کاخ فرعون شدند و از او احساس ترس کردند. ناگهان سوارکاری پیشاپیش آن دو پیدا شد که بر تنش لباسی از طلا و در دستش شمشیری از طلا بود؛ و فرعون طلا دوست داشت. سوارکار به فرعون گفت: این دو را اجابت کن و گر نه تو را میکشم. فرعون نگران شد و به موسی و هارون گفت: فردا نزد من بازآیید. وقتی آن دو رفتند، دربانها را صدا زد و توبیخشان کرد و گفت: چگونه این سوارکار بدون اذن بر من وارد شد؟ دربانها به عزت فرعون سوگند خوردند که جز این دو نفر کسی وارد نشدند. آن سوارکار، مثال علی (ع) بود که خداوند با آن پیامبران را پنهانی و محمد (ص) را آشکارا یاری کرد؛ زیرا او بزرگترین کلمه خدا است که خداوند در هر صورتی خواسته برای دوستانش آشکار کرده و با آن یاریشان کرده است.
📘مشارق أنوار الیقین، ص۱۲۷، با اندکی تصرف در ترجمه
متأسفانه این داستان به آثار سید هاشم بحرانی (البرهان، ج۴، ص۲۶۵؛ حلیة الأبرار، ص۱۶؛ مدینة المعاجز، ج۱، ص۱۴۳) و برخی منابع متأخر راه یافته است.
برسی پس از آوردن این داستان، ادعا میکند که ابن عباس در تفسیر آیه «وَ نَجْعَلُ لَکُما سُلْطاناً فَلا یَصِلُونَ إِلَیْکُما بِآیاتِنا» گفته است: بزرگترین نشانه موسی و هارون، همین سوارکار بود! (مشارق أنوار الیقین، ص۱۲۸)
این تفسیر از ابن عباس جای دیگری یافت نشد و بدون شک ساختگی است. میرزا شریف شیروانی در این باره مینویسد:
این روایت موضوع است و در کلام احدی از علما و رُوات نیست، و نسبت آن به ابن عباس بهتان است.
📘مرغم الغلاة، ص۱۴۲
قبلا نشان دادهایم که رجب برسی روایاتِ بسیاری به ابن عباس نسبت داده که از دیگران سرقت کرده است:
https://t.me/gholow2/3041
🔸اما اصل این داستان از کجا آمده است؟
چنان که میدانیم رجب برسی واسطه انتقال بسیاری از آموزههای فرقهای غلات قدیم بوده است. پیش از رجب برسی (قرن ۸ ق)، میمون طبرانی (د. ۴۲۶ ق) که از مهمترین نویسندگان و رهبران غلات نصیری است (اکبری، نصیریه، ص۲۵۰) این داستان را در «الرد علی المرتدّ» آورده است.
به گفته میمون طبرانی، این داستان را ابو علی اسماعیل بن علی قمی در کتاب الظهورات به روایت از مفضل بن عمر نقل کرده است (الرد علی المرتد، ص۱۳۰، ج۱۱ سلسله تراث علوی).
اسماعیل بن علی قمی، شاگرد علی بن حسکة و از بزرگان و مشاهیر غلات خطابیه و به ویژه مخمسه است (اکبری، نصیریه، ص۵۴).
کتاب الظهورات نیز اثری غالیانه بوده که بعضاً مانندِ بسیاری دیگر از مجموعههای غالیانه به مفضل بن عمر منسوب شده است (اکبری، نصیریه، ص۱۷۷). موضوع این کتاب با توجه به مطالبی که از آن نقل شده، احتمالاً ظهور معنی (= ذات خداوند که در نگاه غلات همان امیرالمؤمنین (ع) است) در قالب بشر در زمانهای مختلف بوده است (طبرانی، الرد علی المرتد، ص۱۳۵؛ طبرانی، البحث والدلالة، ۲۰۱۶م، ص۵۰؛ طبرانی، الجوهریة، ۲۰۱۶م، ص۳۵).
داستانی که طبرانی از اسماعیل بن علی قمی نقل کرده، نسبت به نقل خلاصهشده برسی، جزئیات بیشتری دارد که به شناخت ریشه تناسخی و تألیهی آن کمک میکند. در این متن با اشاره به الوهیت علی (ع) و ظهور او در صور مختلف آمده است: «جل من یظهر کیف یشاء لمن یشاء کما یشاء» (الرد علی المرتد، ص۱۳۱). مضمون این جمله در متن برسی نیز آمده بود.
همچنین در این داستان، بر اساس عقیده تناسخی غلات درباره «اضداد»، ادعا شده که فرعون همان ابلیس بود که در زمان موسی (ع) به صورت فرعون ظهور کرد. لذا فرعون به علی (ع) میگوید: اگر به همان صورت که در عالم حجب، ظاهر شدی، ظاهر میشدی تو را میشناختم! و ادعا شده که علی (ع) همان یوشع بود!
در پایان داستان آمده است که امیرالمؤمنین (ع) به آسمان عروج کرد در حالی که عبدالله بن سبا (نماد غلو) پیشاپیش او بود! (الرد علی المرتد، ص۱۳۱)
گفتمان موجود در این اسطوره را با آیات صدق و حقیقت مقایسه کنید که در آن بصیرتهایی است:
فلولا ألقی علیه أسورة من ذهب أو جاء معه الملائکة مقترنین (زخرف، ۵۳)
وما کنت بجانب الغربی إذ قضینا إلى موسى الأمر وما کنت من الشاهدین (قصص، ۴۴)
این یک نمونه از قصص ظهورِ علی (ع) در امم پیشین که تمام شواهد متن، سند و منبع، نشاندهنده خاستگاه غالیانه آن است و داستانهای مشابه را نیز میتوان به همین صورت پیگیری کرد.
#مخمسه
#تناسخ
#اضداد
#برسی
@Gholow2
