آثار

آیت الله بهجت و ادّعای عصمت برای غیر معصومان

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۲۳ ب.ظ

دیده می شود که در اثر سلطه فرهنگ غلوّ و تصوّف، برای برخی امامزادگان یا علماء و عرفا، ادّعای «عصمت» می شود؛ بی آن که نصّ روشنی ارائه شود.

مشهور است که شیعه «نصّ» را شرط امامت می داند؛ زیرا امام باید معصوم باشد و «عصمت» جز با نصّ الهی [یا معجزه با شرایطش] معلوم نمی شود.

در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده است: «الإمام منا لا یکون إلا معصوما و لیست العصمة فی ظاهر الخلقة فیعرف بها و لذلک لا یکون إلا منصوصا.» = امام از ما اهل بیت ناچار باید معصوم باشد و عصمت در ظاهر آفرینش نیست تا با آن شناخته شود؛ لذا ناچار باید منصوص باشد. (معانی الأخبار؛ ص132)

متکلّمان شیعه پیوسته تأکید کرده اند که عصمت امری آشکار نیست و مردم بدون نصّ و معجزه نمی توانند آن را تشخیص دهند و به همین دلیل نصّ بر امام لازم است. (به عنوان نمونه: معانی الأخبار؛  ص131 - الفصول المختارة؛ ص300 - تلخیص الشافی؛ ج‏1؛ ص276 - جمل العلم و العمل؛ ص42 - الذخیرة فی علم الکلام؛ ص432 - الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد؛ صص313 و 366 – الغیبة للطوسی؛ ص18 - إعلام الورى بأعلام الهدى، ص 157 -  الألفین، ص 41 - الباب الحادی عشر، ص 12)

با این حساب دعوی عصمت برای برخی امامزادگان یا اصحاب ائمه یا فلان عالم و عارف و صوفی یا ولی فقیه، مبنای شرعی یا عقلی ندارد؛ امّا بی توجّهی به مبانی کلامی شیعه باعث شده که هر گونه حرف ناحساب و بی اساسی به عنوان «کلام علماء و عرفا» تلقّی به قبول شود؛ مثلا در کلامی منسوب به آقای بهجت می خوانیم:

«... در زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام) احتمال عصمت می دهیم؛ من احتمال حسابی، حتی بالاتر از احتمال می دهم، که ایشان معصوم از خطیئه بوده نه معصوم از خطا. در جایی - گویا در تفسیرش - می گوید: معصوم همان پنج تن بودند که پیداست در این مسأله با معصوم (علیه السلام) گفتگو نکرده؛ اما هم خودش و هم پسرش یحیی با آن جوانی اش، معصوم از خطیئه بودند. و امام صادق (علیه السلام) فرموده است: خدا عمویم زید را رحمت کند؛ اگر پیروز می شد، حق ما را به ما وا می گذاشت. همین طور در حضرت ابوالفضل و علی بن حسین که در کربلا شهید شد و این همه اصحاب سیدالشهداء؛ صحبت احتمال نیست واقع عصمت در این ها محرز است. و همچنین برای مقداد و سلمان؛ آیا می شود بگوییم عصمت ندارند؟ بلکه نزدیک عصر ما هم دیده شده کسانی که مدعی بودند: معصیت بجا نیاوردیم عالما و عامدا؛ از روی علم و عمدا، معصیت بجا نیاوردیم.»

منبع: www.ghadeer.org/Book/303/44286

ادعای عصمت از خطیئة برای اشخاصی چون زید بن علی و پسرش یحیی بن زید با وجود همه انتقاداتی که در روایات ما به آنها وارد شده است؛ کاملاً نامعقول و دور از عقاید شیعه امامیه است و با وجود ظهور بطلان آن نیازی به تفصیل در نقد آن نیست. عجیب آن که ایشان خود با استناد به روایتی تفسیری (نک: تفسیر فرات، ص339) مدّعی جهل و انحراف عقیدتی زید بن علی شده است؛ اما در عین حال او را معصوم از خطیئه می داند!! چگونه ممکن است کسی در اساس عقیده بر خطا باشد و عصمت را از امامان علیهم السلام نفی کند و در عین حال خود معصوم از خطیئه باشد؟!!

همین که ایشان سخن از «احتمال» گفته است دلیل بر بطلان حرفش است؛ زیرا در ادعای «عصمت»، احتمال مطرح نیست بلکه نصّ صحیح و صریح لازم است که راه را بر هر گونه احتمال می بندد. 

اما این که از سخنش باز گشته و گفته است: «صحبت احتمال نیست، واقع عصمت در این ها محرز است» چنان که گفتیم با مبانی عقیدتی شیعه در تضادّ است؛ زیرا عصمت بدون نص قابل احراز نیست؛ پس چگونه ایشان مدعی احراز عصمت در شهداء کربلا است؟!! آن هم پس از چندین قرن و بدون این که امکان مجالست وجود داشته باشد؟! از تواریخ مختصری که نقل شده نیز نه تنها عصمت برداشت نمی شود بلکه خلاف آن ثابت است؛ به خصوص در مورد اشخاصی چون حر بن یزید.

و اما این گفته است: «همچنین برای مقداد و سلمان؛ آیا می شود بگوییم عصمت ندارند؟» سخنی است عجیب زیرا ادعای عصمت نیاز به اثبات و آوردن نص صریح صحیح دارد نه نفی آن!

منبع: کانال غلات و صوفیه

نظرات  (۱)

عجیب است که نویسنده به کلامی که خودش نقل کرده دقت نمی‌کند. آیت‌الله بهجت می‌گوید: «اینها معصوم از خطیئه هستند نه خطا». با کمی دقت معلوم می‌شود که معصوم از خطیئه یعنی کسی که از روی آگاهی و عمدا گناه نمی‌کند. همان‌طور که خود مرحوم آیت‌الله بهجت هم در ادامه به این نکته اشاره کرده‌اند. بنابراین میان این معصوم با معصوم کلامی تفاوت بسیاری وجود دارد. آنچه به‌عنوان معصومین از دیدگاه شیعه مطرح شده، درباره معصوم اصطلاحی است که منحصر هستند در انبیاء و فاطمه زهرا و امامان دوازده‌گانه علیهم السلام. اما الحمدلله در طول تاریخ کم نبوده‌اند کسانی که اگر علم به حرام بودن کاری داشته‌اند، عامدانه مرتکب آن نمی‌شده‌اند و به‌خاطر تقوای کاملی که داشتند، از گناهان پرهیز می‌کردند؛ هرچند ممکن است در برخی امور ناخواسته دچار لغزش شده باشند.
آیا وجود چنین امری نیازی به نص از معصوم دارد؟ بلکه همۀ ما مکلف هستیم که این گونه باشیم. یعنی از همۀ گناهان پرهیز کنیم.
سعی کنیم اول مقصود گوینده را بفهمیم، بعد آن را نقد کنیم. این قدم اول در نقد است.
پاسخ:
1. اگر طبق نقل آقای بهجت، زید بن علی عصمت ائمه علیهم السلام (به جز پنج تن) را منکر شده است، چگونه ممکن است معصوم از خطیئة باشد؟! مگر انکار مسلّمات مذهب شیعه خطیئة نیست؟! مگر نظر دادن درباره اصول مذهب و عقاید دین بدون علم و آگاهی گناه نیست؟! 
2. روایت زید که مورد استناد آقای بهجت قرار گرفته این است:

الْمَعْصُومُونَ‏ مِنَّا خَمْسَةٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ فَاطِمَةُ ع وَ أَمَّا سَائِرُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَیُذْنِبُ کَمَا یُذْنِبُ النَّاسُ وَ یُحْسِنُ کَمَا یُحْسِنُ النَّاسُ لِلْمُحْسِنِ مِنَّا ضَعْفَیِ الْأَجْرِ وَ لِلْمُسِی‏ءِ [لِلْمُسِیئِینَ‏] مِنَّا ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ (تفسیر فرات الکوفی ؛ ص402)

پر واضح است که زید بنابر این روایت -که مورد قبول اقای بهجت است- عصمت از خطا و خطیئة هر دو را انکار کرده است! چطور ممکن است زید خودش عصمت از خطیئه را برای خود انکار کند و آقای بهجت اثبات نماید؟!!! لابدّ قبول دارید که زید خود را بهتر از آقای بهجت می شناسد.

3. نه عصمت از خطیئة و نه عصمت از خطا در ظاهر خلقت، قابل مشاهده نیست و نیازمند حجّت و دلیل و نصّ واضح است. از کجا می توان ادّعا کرد که زید هیچ گناه عامدانه و عالمانه ای انجام نداده است؟! یا انسان باید بر همه احوال زید مطّلع باشد که می دانیم آقای بهجت چنین نبوده است! یا باید نصّی از معصوم داشته باشد که باز هم چنین نصّی نداریم.

4. در مورد افراد دیگری که نام برده شده مثل شهدای کربلا علم قطعی به خلاف داریم. مثلا آیا حر بن یزید معصوم از خطیئة بود؟!

5. تقسیم عصمت به عصمت از خطیئة و خطا چه مستندی دارد؟!

6.  . گفته اید: «الحمدلله در طول تاریخ کم نبوده‌اند کسانی که اگر علم به حرام بودن کاری داشته‌اند، عامدانه مرتکب آن نمی‌شده‌اند.» این ادّعای شما نیز مانند ادّعای آقای بجهت و بدون هیچ گونه دلیلی است. شما نام ببرید این افراد بسیار را در طول تاریخ و دلیل خود را ارائه کنید! و بگویید از کجا فهمیدید هیچ گاه هیچ گناه عامدانه ای مرتکب نشدند؟!

7. معنا ندارد که اگر کسی به شریعت جاهل است و جاهلانه مرتکب گناهان می شود او را معصوم از خطیئة بدانیم! در این صورت مستضعفی که هیچ آگاهی از شریعت ندارد معصوم از خطیئة است چون برای او گناه عالمانه متصوّر نیست! شما میگویید زید معصوم از خطیئة است و سپس هر گناه و اشتباه عقیدتی یا عملی از او روایت کنیم، میگویید جاهل بوده است! خب اگر این عصمت است هر چه کسی جاهل تر باشد معصوم تر است! وانگهی اگر کسی در مسائل اصلی دین -به قول آقای بهجت- با معصوم گفتگو نکرده و بنابراین جاهل است، چگونه می تواند ادّعای پیشروی و رهبری کند؟

8. گفتید: «آیا وجود چنین امری نیازی به نص از معصوم دارد؟» معلوم است که نیاز به نصّ دارد و گر نه کسی که نه احکام شریعت را به کمال و تمام می شناسد و نه بر احوال دیگران اشراف کامل دارد چگونه می تواند ادّعا کند که فلان شخص عامدانه گناه نکرده و نمی کند؟!!

9. گفته اید که ما مکلفیم که از همه گناهان پرهیز کنیم و این را دلیل گرفته اید بر امکان تحقق عصمت از خطیئة در غیر کسانی که نصّ داریم! این نیز مغالطه آشکاری است برای بطلان آن این جواب نقضی کافی است: ما مکلفیم به پرهیز از گناهان و پرهیز از گناهان مستلزم علم به گناهان است. پس ما مکلفیم به شناختن همه گناهان و ترک همه آنها! پس طبق استدلال شما لازم است عصمت از خطاو  خطیئة در غیر منصوصین نیز ممکن باشد که خلاف فرض شما و آقای بهجت است. توضیح آن که اگر نهی شریعت از گناهان عمدی مستلزم این باشد کسی غیر منصوصین یافت شود که هیچ گناه عمدی نکرده و نکند؛ پس نهی شریعت از جهل به احکام نیز مستلزم آن است که کسی در غیر منصوصین باشد که به همه احکام عالم باشد و جهل در او نباشد؛ این دو نتیجه را ترکیب کنیم نتیجه می شود که کسی غیر منصوصین هست که نه گناه عمدی می کند و نه گناه جاهلانه! 


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی