آثار

دو سند قطعی برای تاریخ وفات مقدّس اردبیلی

شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۳۳ ب.ظ

آقای علیرضا دوستی، مؤلف محترم کتاب کشف الحقیقة فی اعتبار الحدیقة، می نویسد:

«... اولین کسی که تاریخ وفات محقق اردبیلی را صفر 993 ق. ذکر نموده، سید مصطفی تفرشی (زنده در 1044) است که شاگرد مقدس اردبیلی نبوده و سال ها پس از وفات وی در سال 1015 از تألیف کتاب نقد الرجال فارغ گردیده است.» (کشف الحقیقة فی اعتبار الحدیقة، ص134، نشر دلیل ما)

گذشته از این که نقل تفرشی نسبت به شواهدی که آقای دوستی برای تشکیک در آن جمع 

کرده اند، بسیار متقدّم تر و معتبرتر است؛ بر خلاف پندار ایشان کهن ترین سند نیست. به دو گزارش کهن تر زیر توجّه کنید:

1. یکی از معاصران مقدّس اردبیلی «تقی الدین محمد بن علی کاشانی» (=میر تذکره) است. او در کتاب «خلاصة الأشعار و زبدة الأفکار» به شرح حال و اشعار میرزا ابوطالب پسر آمیرزا شرف الدین حسینی طباطبایی کاشانی پرداخته است. میرزا ابوطالب در سال 1010 ه.ق. از دنیا رفته است. (نک: خلاصة الاشعار، صص197 و 198)

میر تذکره شعری از میرزا ابوطالب نقل کرده که بسیار جالب توجه است. او می نویسد:

«در تاریخ فوت مولانا احمد اردبیلى‏  گفته:

مفتى شرع نبى احمد که بود       پاکدامن، پاک ‏طینت، پاکزاد

آن که سودندى جبین بر خاک او شیعیان دین ز روى اعتقاد

آن که از آلودگى هرگز نیافت‏       دامنش با گرد عصیان اتّحاد

شد به سوى خلد ناگه روح او       گفت جنّت از قدومش خیر باد

منخسف گردید ماه اوج شرع‏       تیره شد مهر سپهر اجتهاد

چون پناه و مقتداى شیعه بود      چون به مهر چارده معصوم زاد

شیعه‏ اى گفت از پى تاریخ او،      «حشر وى با چارده معصوم باد»»

(خلاصة الأشعار و زبدة الأفکار ؛ ص200 و 201، نشر مرکز پژوهشی میراث مکتوب)

ماده تاریخ این شعر دقیقاً 993 است. بدیهی است که ماده تاریخ وفات یک شخص را در همان ایام وفاتش می سرایند. با توجه به این که سراینده شعر (میرزا ابوطالب) در 1010 ه.ق. از دنیا رفته و راوی آن (میر تذکره) هم معاصر مقدّس بوده و علی القاعده این شعر در همان ایام وفات مقدس سروده شده است، این نقل سندی قطعی است بر درستی دیدگاه مشهور.

2. یکی دیگر از معاصران مقدس اردبیلی به نام قاضی احمد قمی فرزند میر منشی کتابی نوشته است به نام «خلاصة التواریخ». او تألیف جلد پنجم این کتاب را در سال  999 ه.ق. به پایان برده است. (خلاصة التواریخ، ج2، ص923)

قاضی احمد در جلد پنجم کتاب، در ذکر حوادث سال «پیچین ئیل» (مقارن با 992 و 993 ه.ق) می نویسد:

«و هم در این سال پرملال [یعنی سال993]، دو مجتهد نامدار از دنیاى بى‏ مدار به دار القرار رحلت فرمودند: اول رضوان دستگاهى مولانا احمد اردبیلى‏، روز جمعه بیست و یکم شهر صفر سنه مذکوره، در نجف اشرف و در همان آستانه عرش منزلت مدفون گشت. مولانا سى سال تمام بود که مجاورت آن‏ عتبه علیه نموده بود و بعد از سفر حج دیگر از آن آستانه بیرون نفرمودند ...» (خلاصة التواریخ، ج‏2، ص773، نشر دانشگاه تهران)    

چنان که می بینیم قاضی احمد این کتاب را در سال 999 تألیف کرده و وفات مقدس را به دقت در جمعه 21 صفر 993 ضبط کرده است. واضح است که وقوع خطای چند ساله در نقل تاریخ وفات مجتهد مشهوری مانند مقدّس، آن هم در کتاب تاریخی مشروحی که در همان سال ها تألیف شده متصوّر نیست.

این دو نقل ارزشمند نشان می دهد که تفرشی در نقد الرجال، تاریخ وفات مقدس را درست ضبط کرده است. ضمن این که خود تفرشی نیز معاصر اردبیلی بوده و تألیف کتابش را در 1015 به پایان برده است. تذکره نویسان بعد از او نیز همگی همین تاریخ را برای وفات مقدس آورده اند؛ مانند شیخ حرّ عاملی و میرزا عبدالله افندی که به نقل تفرشی اعتماد کرده اند. (نک: أمل الآمل فی علماء جبل عامل ؛ ج‏2 ؛ ص23- ریاض العلماء، ج1، ص56)

با وجود این شواهد قطعی، تشکیک در سال وفات آن فقیه بزرگوار، آب در هاون کوبیدن است! 


نامه مقدّس اردبیلی به شاه عبّاس

نویسنده «کشف الحقیقة فی اعتبار الحدیقة» می نویسد:

«... قرائن متعدّدی نیز موجب تردید در صحت این تاریخ می گردد: از جمله این قرائن نامه ای است که از محقق اردبیلی خطاب به شاه عباس شهرت دارد. سید نعمه الله جزائری در زهرالربیع می گوید: ...» (کشف الحقیقة فی اعتبار الحدیقة، ص ، نشر دلیل ما)

سند و متن نامه مذکور چنین است:

«و حدثنی من أثق به ان المولی احمد الاردبیلی عطر الله ضریحه لما کان فی المشهد العلوی علی مشرفه السلام التجأ الیه رجل من امراء السلطان العادل الشاه عباس الاول قد قصر فی الخدمة فالتمس من المولی احمد ان یکتب الیه کتابة یطلب العفو فکتب الیه بالفارسیة هکذا:

بانی ملک عاریة عباس بداند چه اگر این مرد اول ظالم بود اکنون مظلوم می نماید. چنان چه از تقصیر او بگذری شاید حق سبحانه و تعالی پاره از تقصیرات تو بگذرد. کتبه بنده شاه ولایت احمد الاردبیلی.

جواب: به عرض می رساند عباس که خدماتی فرموده بودند به جان منت دانسته به تقدیم رسانید که این محب را از داعی خیر فراموش نکند. کتبه کلب آستان علی عباس.

و حدثنی بعض من اثق به انه طاب ثراه کتب الی الشاه طهماسب انار الله برهانه کتابة لبعض السادة فلمّا وصلت الکتابة الیه قام تعظیما للکتاب و قبّله و وضعه علی عینه و رأسه و قضی ما فیه علی الوجه الاکمل ثم نظر و اذا فی بعض الفاظ الکتاب ایّها الاخ فأمر السلطان باحضار کفنه و قال لخواصه ضعوا هذا الکتابة معی فی قبری لاحتجّ بها علی منکر و نکیر و اقول لهما هذا المولی احمد قبلنی بالاخوة و اتحقق من هذا انه لا عذاب علیّ و قد فعل به کما أمر.» (زهر الربیع، صص105 و 106)

سید نعمة الله در این کتاب به تألیف دیگرش مقامات النجاة ارجاع می دهد. مقامات را نیز در سال های 1102 و 1103 تألیف کرده است. (الذریعة، ج22، ص14) البتّه ظاهراً این دو نامه را در مقامات النجاة هم آورده است.

در زمان نقل این دو حکایت بیش از صد سال از وفات مقدّس اردبیلی گذشته بوده و واسطه های نقل هم معلوم نیست. با چنین گزارشی نه اصل واقعه معلوم و ثابت است و نه احتمال خلط در آن کم است. مثلاً ممکن است ماجرایی که به شاه عباس نسبت داده، مربوط به شاه طهماسب بوده باشد و بین این دو خلط شده باشد؛ یا اساساً هر دو ماجرای ذکر شده در حقیقت یکی باشد و در اثر تحریف به دو گونه متفاوت نقل شده باشد. چنان که در دوره های بعد نیز در داستان نامه نگاری مقدس، میان شاه طهماسب و شاه عباس خلط شده است. (مثلاً در قصص العلماء تنکابنی یا نک: تاریخ بیدارى ایرانیان، ج‏2، ص332 - دفتر تاریخ ، ج‏1، ص310 - تاریخ کامل ایران، ج‏2، ص832)

شیخ عبّاس قمّی احتمال داده است این نامه نگاری در زمانی صورت گرفته که شاه عباس اگر چه رسماً بر تخت سلطنت ننشسته، اما صاحب قدرت بود:

«... لازم است در این‏جا اشاره به مطلبى نمایم که رفع کند اعتراض بعضى از افاضل را بر این حکایت به آن‏که عصر شاه عباس موافق نبوده با عصر مقدس اردبیلى، تا آن‏که این حکایت صحیح باشد. پس گویم امر به حسب ظاهر چنان است که فرموده، زیرا که وفات این بزرگوار در سال نهصد و نود و سه است و جلوس شاه عباس در سال نهصد و نود و شش است که مطابق با کلمه «ظل اللّه» ... لکن بر اهل تاریخ و اطلاع معلوم است که شاه طهماسب صفوى، که دوم سلاطین صفویه است، در سنه نهصد و هشتاد و چهار وفات کرد و از او نه نفر پسر به جاى بود که بزرگ‏تر آنها سلطان محمد میرزا، فرمانفرماى مملکت فارس بود، لکن به سبب ضعف باصره او، ارباب حل و عقد در باب سلطنت، نامى از او نبردند، بلکه امر سلطنت دایر شد ما بین دو برادر او: سلطان اسماعیل میرزا و سلطان حیدر میرزا. امرا در باب تفویض سلطنت به یکى از این دو نفر بر دو قسم شدند و نزدیک شد فتنه شود تا بالأخره حیدر میرزا را مظلوم کشتند و سلطنت را به شاه اسماعیل ثانى تفویض کردند. او قریب یک سال و نیم سلطنت کرد و در سنه 985 وفات کرد. پس از وى برادرش سلطان محمد مکفوف بر اریکه سلطنت مستقر شد، لکن به واسطه عدم بینایى او، تمامت امورات در قبضه اختیار مهدعلیا فخر النساء بیگم، حرم محترم او بود تا در سنه 987 که امرا و اعیان، آن مخدّره محترمه را به قتل رسانیدند. و سلطان محمد را دو پسر بود: حمزه میرزا و شاهزاده عباس میرزا. پس جماعتى از امراى عراق از ترکمانان و غیره هواخواه شاهزاده حمزه بودند و جماعتى از امراى‏ خراسان قرار سلطنت را براى شاهزاده عباس میرزا دادند و در همین سنه 987، على قلى خان شاملو و مرشد قلى سلطان، شاهزاده عباس میرزا را به سلطنت برداشتند، تا در ششم ذى الحجة سنه 996 که شاه سلطان محمد تاج سلطنت را به دست خود بر سر فرزند ارجمند خود، شاهزاده عباس میرزا نهاد و او را شاه عباس خطاب کرد و امر سلطنت بر او مستقر شد. پس معلوم شد که شاه عباس قبل از استقرار سلطنت نیز کارهاى سلطنتى به او ارجاع داشته پس درست مى ‏آید این حکایت را که سید جزائرى نقل فرموده.» (الفوائد الرضویه، ج‏1، ص61)

آری، تنها با چنین توجیهاتی است که می توان نقل سید نعمت الله جزائری را در حدّ احتمال حفظ کرد و گر نه با چنین حکایت ضعیفی که پس از یک قرن به طریق نامعلوم ضبط شده، نمی توان اسناد دقیق و قطعی متقدّم را کنار گذاشت!

تذکّر دیگر

میرزا عبدالله افندی در تحفه فیروزیه می نویسد: «مولا احمد اردبیلى فاضل مشهور معاصر شاه طهماسب و شاه عباس ماضى که خودش ضرب‏ المثل در فضل و علم و صلاح و تقوا بوده؛ چنان چه در ما بین خاص و عام مذکور است ...» (صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج‏1، ص464)

این جمله میرزا عبدالله افندی نیز تنها در صورتی صحیح است که مراد هم عصری او با شخص شاه عبّاس و کرّ و فرَّش پیش از سلطنت رسمی باشد؛ و گر نه چنان که گفتیم مقدّس اردبیلی قطعاً در سال 993 از دنیا رفته است.  لازم به تذکر است که تحفه فیروزیه در سال1122 ه.ق. یعنی حدود 130سال پس از مقدّس اردبیلی تألیف شده است. (صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ج‏1، ص424)


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی